عقیق: حجتالاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان، استاد حوزه و دانشگاه، روز دوشنبه در برنامه تلویزیونی «سمت خدا» با اشاره به یکی از آیات قرآن کریم که آغاز فرمان الهی به رسول اکرم(ص) برای علنی کردن دعوت اسلامی است، اظهار داشت: یکی از آیاتی که آغاز فرمان رسول خدا(ص) برای علنی کردن دعوت است، مربوط به زمانی است که پس از سه سال، دعوت یا به صورت پنهانی انجام میشد یا اساساً دعوتی علنی وجود نداشت و با این آیه، دعوت پیامبر اکرم(ص) علنی شد.
وی با اشاره به آیه «فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ * إِنَّا کَفَیْنَاکَ الْمُسْتَهْزِئِینَ» افزود: این آیه سه عبارت سنگین دارد؛ «فاصدع بما تؤمر» یعنی آنچه را به تو امر شده است، ابلاغ و بیان کن؛ یعنی دیگر دعوت را علنی کن. «فاصدع» یک نوع تبلیغ و اعلام آشکار است؛ یعنی اگر دعوا هم شد، بشود و دیگر مراعات نکن و بههمریختن نظام فکری را در نظر نگیر.
حجتالاسلام والمسلمین پناهیان ادامه داد: پیامبر اکرم(ص) از نظر امنیتی، بیثباتی در جامعه ایجاد نکردند؛ ایشان سالها زحمت و رنج را تحمل کردند و دست به شمشیر نبردند، دست به ترور و حرکتهای مخفیانه نزدند و این مسئله بسیار مهم است.
وی با بیان اینکه «وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ» نیز دارای معنای خاص و یک راهبرد است، گفت: آنهایی را که به تو نمیپیوندند و بر شرک خود باقی میمانند، رها کن و ببین چه کسانی سخن تو را میپذیرند و با آنها حرکت را پیش ببر. «أعرض عن المشرکین» در اینجا یک معنای خاص دارد و خداوند به پیامبر خود توصیه میکند که ببین چه کسانی میپذیرند و کار را با آنها پیش ببر.
استاد حوزه و دانشگاه اضافه کرد: سپس خداوند میفرماید «إِنَّا کَفَیْنَاکَ الْمُسْتَهْزِئِینَ»؛ یعنی من یک کمک به تو میکنم. خداوند نمیفرماید من مشرکان را از بین میبرم، شرک را از بین میبرم یا دشمنان و تروریستهایی را که قصد ترور پیامبر را داشتند، از بین میبرم.
وی تصریح کرد: پیامبر اکرم(ص) در سالهای آخر بارها در معرض ترور بودند. خداوند نمیفرماید من گرسنگی تو را برطرف میکنم؛ همان گرسنگی که در ماجرای شعب ابیطالب به اوج رسید. بسیاری از این مشکلات را خداوند مستقیماً برطرف نمیکند و پیامبر باید با یاران خود وارد درگیری و مجاهدت شود و نتیجه آن را ببیند؛ اما خداوند میفرماید من یک کار را برای تو انجام میدهم: «إِنَّا کَفَیْنَاکَ الْمُسْتَهْزِئِینَ».
حجتالاسلام والمسلمین پناهیان خاطرنشان کرد: مستهزئین کسانی هستند که مردم را مسخره میکنند و با عملیات روانی و از طریق استهزا میخواهند افکار عمومی را منحرف کنند. این مسئله ظاهراً آنقدر سنگین و مانع بزرگی بوده که پیامبر به این سادگی نمیتوانسته از آن عبور کند.
وی درباره ویژگیهای مستهزئین زمان پیامبر اکرم(ص) گفت: مستهزئین اهل ادب، سخن و زبانآوری بودند و نفوذ کلام داشتند؛ حتی اگر ادبیات بسیار قوی هم نداشتند، دارای نفوذ کلام بودند و پیامبر(ص) را استهزا میکردند. آنها لزوماً نمیآمدند شبههافکنی کنند و صرفاً مخالفت کنند؛ بلکه استهزا نیز یک عملیات روانی سنگین است که بسیاری از افراد زیر بار آن گرفتار میشوند و نمیتوانند از آن عبور کنند.
استاد حوزه و دانشگاه افزود: همین امروز نیز اینگونه است. یکی از بهترین روشها برای اینکه یک فرد دیندار را از دین دور کنیم یا یک شخصیت را خرد کنیم، استهزا و تمسخر است؛ به گونهای که فرد تحت فشار قرار گیرد و مجبور شود از راه و مرام خود دست بردارد.
وی ادامه داد: خداوند متعال به رسول خدا(ص) میفرماید من همین یک کار را برای تو انجام میدهم. در ادامه نیز هفت نفر از مستهزئین درجه یک، به تعبیر این روایت، با حوادثی که برای هر یک از آنها اتفاق افتاد، از بین رفتند و حذف فیزیکی شدند؛ حوادثی که پیامبر اکرم(ص) آنها را تدبیر نکرده بود، بلکه خداوند متعال خود این تدبیر را انجام داد.
حجتالاسلام والمسلمین پناهیان در تبیین علت این مسئله اظهار داشت: چرا خداوند این کار را انجام داد؟ برای اینکه جامعه از عملیات روانی دشمن خالی شود تا پیامبر بتواند کار خود را انجام دهد و پیامش را به مردم برساند.
وی تأکید کرد: اینکه عملیات روانی دشمن میتواند افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد و مدیریت ذهن جامعه را خراب کند، آنقدر قدرتمند است که یکی از نخستین و مهمترین کمکهای مستقیم خداوند به پیامبرش این بود که فرمود من این افراد را از سر راه تو برمیدارم. این مسئله اهمیت بسیار بالای عملیات روانی را نشان میدهد.
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به ماجرای حضرت موسی(ع) و فرعون گفت: خداوند متعال به حضرت موسی(ع) چگونه کمک کرد؟ فرعونیان را در رود نیل غرق کرد. در مورد پیامبر اکرم(ص) نیز باید توجه کرد که خداوند مستهزئین را از سر راه ایشان برداشت؛ یعنی باید این دو مسئله را در کنار یکدیگر تصور کرد.
وی ادامه داد: در کلام شریف امیرالمؤمنین علی(ع) نیز بخشی از این افراد با عنوان «فراعنه زمان پیامبر» معرفی شدهاند. آنها ممکن بود ثروت و قدرت آنچنانی نداشته باشند، اما امیرالمؤمنین(ع) نام برخی از آنها را به عنوان فراعنه زمان رسول خدا(ص) بیان میکند؛ چراکه آنها افکار عمومی را مدیریت میکردند.
پناهیان در ادامه با اشاره به نقش مؤمنان در برابر عملیات روانی دشمن گفت: مؤمنان به امیرالمؤمنین(ع) باید توجه داشته باشند که در آخرالزمان، آیه قرآن داریم که تحت تأثیر استهزا و استهزاکنندگان قرار نمیگیرند.
وی افزود: دشمن در مقابل پیامبر محاسبه اقتصادی انجام میدهد، ترور میکند، بعداً جنگ راه میاندازد، شبههافکنی میکند؛ اما یکی از عملیاتهای روانی مؤثری که در جامعه انجام میدهد و باعث میشود کار پیامبر قفل شود، استهزا و تمسخر است.
استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: به همین دلیل، درباره برخی از مسخرهکنندگان پیامبر اکرم(ص) احکام سختی صادر شد. در این داستان، برای آنها مجازات نیز در نظر گرفته شد و رسول خدا(ص) فرمود به امر خداوند حکم آنها اعدام است و باید اعدام شوند؛ حتی اگر به پرده خانه کعبه آویخته شده باشند.
وی تصریح کرد: وقتی خداوند میخواهد رسول خود را یاری کند، این مسئله آنقدر اهمیت دارد که میفرماید من مستهزئین را از سر راه تو برمیدارم. برخی از آنها با نفرین مستقیم رسول خدا(ص) نابود شدند و برخی نیز بدون نفرین پیامبر از بین رفتند.
حجتالاسلام والمسلمین پناهیان با اشاره به ماجرای مرگ یکی از مستهزئین گفت: وقتی این افراد یکییکی از دنیا میرفتند، در مکه که شهر کوچکی بود، مردم متوجه میشدند که چرا مستهزئین دچار مرگهای ناگهانی میشوند. آخرین نفری که در حال مرگ بود، پایش کنار چاهی پیچ خورد و در حالی که در حال سقوط به چاه بود، میگفت «خدای محمد مرا کشت، خدای محمد مرا کشت» و سپس سقوط کرد و از بین رفت.
وی خاطرنشان کرد: این مسئله نشان میدهد اداره افکار عمومی از سوی دشمن چقدر مهم و خطرناک است و مقاومت در برابر عملیات روانی دشمن که برای مدیریت ذهنی جامعه انجام میشود، چه اهمیتی دارد. مدیریت ذهن جامعه بسیار اثرگذار است و ما باید در برابر عملیات روانی دشمن که میخواهد ذهن جامعه را مدیریت کند، مقاوم باشیم.
استاد حوزه و دانشگاه در ادامه به نمونه دیگری از مقابله با عملیات روانی اشاره کرد و گفت: نمونههای دیگری نیز وجود دارد که میتوان به آنها اشاره کرد. یکی از آنها مربوط به مسیحیان نجران است. آنها شورایی تشکیل دادند و گروهی را نزد پیامبر اکرم(ص) فرستادند.
وی افزود: این افراد لباسهای فاخر و ویژهای پوشیده بودند و سه روز در مدینه منتظر ماندند. رسول خدا(ص) آنها را راه نمیداد. آنها میگفتند چرا رسول خدا ما را راه نمیدهد و اجازه نمیدهد با او بحث کنیم؟ اگر قرار بود واقعاً حق را بپذیریم، نقشه آنها چه بود؟ میخواستند بیایند صحبت کنند و بعد بیرون بروند و بگویند ما قانع نشدیم. این نیز یک عملیات روانی برای مدیریت ذهن جامعه بود که دستکم برای مسیحیان و همکیشان خودشان مصرف داشت.
حجتالاسلام والمسلمین پناهیان ادامه داد: پس از سه روز، به آنها گفته شد که چاره کار نزد باب رسول خدا، علی بن ابیطالب(ع) است؛ بروید و از ایشان بپرسید. آنها نزد امیرالمؤمنین(ع) رفتند و ایشان نیز با یک اقدام مهم در برابر عملیات روانی آنها ایستادند.
وی اظهار داشت: حضرت فرمودند لباس معمولی بپوشید، همان لباسی که در راه داشتید. یعنی امیرالمؤمنین(ع) با یک اقدام ساده، جلوی عملیات روانی آنها را گرفت. علت این مسئله همین بود. بعد رسول خدا(ص) آنها را راه داد و آنها لباس معمولی پوشیدند و مانند یک انسان معمولی وارد شدند.
استاد حوزه و دانشگاه این نکته را بسیار مهم دانست و گفت: بعد از آن نزد رسول خدا(ص) آمدند، بحث انجام شد و آنها قانع نشدند و میخواستند بیرون بیایند و بگویند ما قانع نشدیم. در اینجا خداوند وحی نازل کرد و فرمود: پیامبر من، به آنها بگو مباهله میکنیم.
وی ادامه داد: داستان مباهله از همینجا شکل گرفت؛ یعنی اگر قانع نشدید، بیرون میرویم و یکدیگر را نفرین میکنیم. شما به خدایی معتقدید که پشت شماست و بر فرض که ادعای شما درست باشد، نتیجه را خواهید دید. سپس آن داستان معروف پیش آمد که رسول خدا(ص) با فرزندان و اهلبیت خود برای مباهله رفتند، اما طرف مقابل حاضر به مباهله نشد و شکست خورد.
حجتالاسلام والمسلمین پناهیان در ادامه با اشاره به حوادث امروز جامعه اظهار داشت: من در این ۴۷ سال، این عبارت را از امامین انقلاب یا نشنیدهام یا بسیار کم پیش آمده که اینقدر قاطع بیان شود. حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای رهبر معظم انقلاب فرمودند: «من قاطعانه میگویم که هر چیزی بخواهد به انسجام جامعه لطمه بزند، ممنوع است.»
وی افزود: تصریح کرد: علت عقبماندگی کشورمان را در جاهایی که عقب مانده و علت پیشرفت آن را در جاهایی که پیشرفت کرده، بیش از هر چیز در دوگانهسازی و دو قطبیسازی میدانم. ممکن است بسیاری با من موافق نباشند، اما خواهش میکنم درباره این مسئله تأمل کنند و ببینند آیا واقعاً یکی از مهمترین عوامل همین مسئله نیست.
وی ادامه داد: برای مثال میگویند مدیریت ضعیف؛ اما دوگانهسازی میان دو جریان، مانند اصلاحطلب و اصولگرا، نتیجهاش میتواند مدیریت ضعیف باشد. در انتخابات، این دوگانهسازی به شکل مستقیم و در انتصابها به صورت غیرمستقیم اثر میگذارد.
استاد حوزه و دانشگاه اضافه کرد: گاهی میگویند مشکل، نبود گفتوگو، نقد و نظر است و نخبگان وارد صحنه نمیشوند. بخشی از این مسائل نیز نتیجه دو قطبیسازی است. نخبگان میآیند و میخواهند منصفانه از یک نفر به دلیل کار خوبش تعریف کنند و از فرد دیگری به دلیل کار بدش انتقاد کنند، اما همان دوگانهسازی امکان گفتوگو و آزادی عمل را از بین میبرد.
حجتالاسلام والمسلمین پناهیان گفت: دو قطبیسازی حتی امکان حضور نخبگان و انسانهای باشخصیت را در عرصه سیاسی تا حد زیادی از بین میبرد و مشکلات بسیار زیادی برای ملت ایجاد میکند؛ به حدی که در برخی شرایط میتواند از دیکتاتوری نیز بدتر باشد، چراکه وقتی در جامعه دوگانهسازی ایجاد شد، وضعیت بسیار نامناسبی شکل میگیرد.
وی افزود: این مسئله دقیقاً نقشه صهیونیستها نیز هست و آنها در پروتکلهای دانشوران صهیون گفتهاند که باید با دوگانهسازی جامعه را عقب نگه داشت.
منبع:حوزه
محمد غلوم مداح بحرینی در گفت و گو با عقیق:
عباس موزون در گفتگو با عقیق:
بخش اول گفت و گوی عقیق با استاد حسین انصاریان: