پایگاه اطلاع رسانی هیات‌ها و محافل مذهبی
۱۴:۱۱

۱۴۰۴/۱۱/۱۹

ناگفته‌های استاد حوزه نجف از تبعید امام خمینی به عراق

آیت‌الله محقق بهشتی گفت: تبعید امام به نجف نه‌تنها موجب انفعال نشد، بلکه هسته مقاومت از همان‌جا شکل گرفت.
کد خبر : ۱۳۶۰۰۳

عقیق: آیت الله سیدمجتبی محقق بهشتی، استاد حوزه علمیه نجف اشرف، در گفت‌وگویی، به بیان خاطرات خود از نجف هم‌عصر با دوره حضور امام خمینی(ره) در آنجا پرداخت و گفت: نجف از حوزه‌های عریق، ادیب، محکم، اثرگذار و پیشرو در عالم تشیع است؛ اولین عالمی که مجبور شد از بغداد به نجف حرکت کند، مرحوم شیخ طوسی بود که در پی حمله وحشیانه هلاکوخان به کتابخانه و حوزه علمیه‌اش و نیز حرم امامین جوادین(ع) به این شهر آمد.

وی با بیان اینکه اسلام پس از ثقلین، با تلاش علمای بزرگ باقی مانده است، افزود: یکی از ادواری که خیلی سخت گذشت و امام زمان(عج) مراقب احوال بودند، همین زمان هجرت شیخ طوسی به نجف و پی‌ریزی حوزه این شهر بود که نسل به نسل تا امروز حفظ شده و با وجود برخی کاستی‌ها، یک حوزه علمیه قوی و مؤثر در حفظ و حراست از اسلام، قرآن و اخلاق است.

تبعید امام؛ توطئه‌ای که به ضد خود تبدیل شد

استاد حوزه نجف با اشاره به فرارونشیب‌هایی که این حوزه پشت‌سر گذاشته است، تصریح کرد: من حدود سال 52 وارد حوزه نجف شدم؛ یادم هست بورسیه اروپا بودم ولی به‌توصیه علامه امینی، آیت‌الله خویی و پدرم طلبه شدم. وقتی امام خمینی به نجف آمد، رساله و مکاسب می‌خواندم و فاصله‌ای تا درس خارج نداشتم، از آن زمان حوزه نجف رنگ دیگری گرفت.

آیت‌الله محقق بهشتی ابراز کرد: به‌عنوان مثال حوزه نجف با اینکه در رأس فقه شیعه بود ولی تا آن زمان صرفاً اخلاقیات و اصول و فروع دین در حوزه نجف مطرح بود و با زبان و مسائل روز، سیاست‌ها و نقشه‌های استعمار که 200 سال در خاورمیانه خصوصاً عراق داشت، بیگانه بود اما با حضور امام و روشنگری‌های ایشان، دین و سیاست کنار هم قرار گرفت و علما متوجه شدند که اگر سکوت کنند، در ظلم دشمن مقصر هستند این در حالی بود که پهلوی به‌زعم خود فکر می‌کرد با تبعید امام به نجف که حوزه‌ای بیگانه با سیاست دارد، امام تضعیف و منفعل خواهد شد.

وی با ابراز اینکه حتی نفوذ استعمار به برخی بیوتات نیز، نتوانست امام را محدود کند، ادامه داد: روند بیدارسازی امام طی حدود 15 سال حضور در نجف، آرام و نرم و همراه با تبیین بود؛ خود را یک طلبه می‌دانست و سعی می‌کرد کمتر از سایر مراجع، شهریه پرداخت کند تا حساسیتی ایجاد نشود و احترامشان حفظ شود، ارتباطش با بیوتات خیلی سنگین بود، همیشه خصوصاً در حرم، نماز جماعت و مسجد و... در دسترس بود و می‌گفت؛ "از من جبهه درست نکنید".

استاد حوزه نجف گفت: روشنگری و بیدارسازی امام با آیت‌الله بروجردی شروع شد که از ایشان خواست فراتر از نجف، به اروپا و آمریکا برود و فعالیت دینی داشته باشد؛ مسیری که بعدها با آیت‌الله بهشتی تا آلمان و سایر شهرها گسترش یافت و به‌عکس هدف پهلوی، نگرش و اهداف امام نه‌تنها محدود نشد و منفعل نشد بلکه در سطحی گسترده‌تر مطرح شد.

لازم باشد، خودم و حوز‌ه‌ام برای مبارزه به ایران می‌رویم

آیت‌الله محقق بهشتی اظهار کرد: تغییر حوزه نجف و شکل‌گیری ریشه‌های مقاومت مقابل استکبار در آن، به جایی رسید که خودم شنیدم آیت‌الله خویی گفت؛ "اگر لازم باشد، خودم و حوز‌ه‌ام برای مبارزه به ایران می‌رویم." (هرچند بعدها برخی نظرات ایشان تغییر کرد ولی در مجموع راه امام را قبول داشتند)؛ خصوصاً وقتی امام خمینی را از قم دستگیر کردند و به زندان قصر بردند، حوزه نجف محکم ایستاد و با تظاهرات و بیانیه‌ها اعلام حمایت کرد. امام به دروس حوزه، رنگ سیاسی داد؛ این را که اسلام فقط نماز یا اربعین و عزاداری نیست؛ قانون، حدود، اقتصاد، تربیت و... دارد و می‌تواند حکومت داشته‌باشد، برای طلاب جا انداخت. در مکاسب، مقام فقیه را فراتر از مسئله گفتن و فتوا و شامل تأمین عزت، قوت، اعتراض، اقتصاد مردم و درگیر شدن با استعمار می‌دانست.

وی با اظهار اینکه امام سنگین‌ترین مطالب را ساده و قابل فهم مطرح می‌کرد، اضافه کرد: من که آن زمان حدود 22 سال داشتم، وقتی امام می‌گفت شاه باید از ایران برود و آمریکا نابود شود، برایم قابل هضم نبود و نمی‌توانستم باور کنم چطور ممکن است این اتفاق بیفتد؛ به‌واسطه همین مواضع، امام چه از مردم و طلاب و چه از علما معارض و مخالف کم نداشت ولی با پشتوانه تلاش‌های اهل‌بیت(ع) که نیروهای قدرت‌زای پنهان هستند، توانست مردم را تا جایی با خود همراه کند که حتی برایش جان و عزیز دادند و بالاخره نظام شاهنشاهی را برانداختند و سنگرهای غیرقابل شکست را که هیمنه پوشالی در ذهنشان داشتند، فرو ریختند.

ادعای مخالفت مراجع با امام، تبلیغ دشمن بود

استاد و مبلغ حوزه علمیه نجف، ادعای مخالف و معارض بودن مراجع هم‌عرض با امام را تبلیغات و شایعات دشمن معرفی و ابراز کرد: می‌شود گفت که شروع حرکت انقلاب از حوزه نجف بود نه حوزه قم؛ حواشی و مخالفت‌هایی بود اما هیچ‌یک نتوانستند حرکت را متوقف کنند؛ ممکن بود مشی علما (روش تدریس، حوزه‌داری، تبلیغ و...) با هم متفاوت باشد ولی اول، این بین خودشان بود نه به‌صورت علنی، دوم، در رئوس و اصول، همه کنار هم بودند، امام را قبول داشتند و هیچ اختلاف و تعارضی بینشان نبود (مثلاً میرزا آقا استهباناتی به‌خلاف ادعاهایی که می‌شد، خیلی معتدل بود، گاهی چیزهایی می‌گفت ولی ملّا و متدین بود و خطری نداشت).

آیت‌الله محقق بهشتی، اقامه نماز آیت‌الله خویی بر پیکر مصطفی خمینی را نمودی بارز از عدم‌اختلاف میان علما با امام برشمرد و گفت: پدرم که در سطح مرجعیت مطرح بود، روزها به نماز امام و شب‌ها به نماز آیت‌الله خویی می‌رفت، سحرهای رمضان که امام در حرم صحبت می‌کرد، مجتهدین بزرگ‌شده نجف پایش صحبتش می‌نشستند، همچنین سیدجعفر کریمی از شاگردان آیات خویی، قدیری، مدنی و...، در دفتر امام کار می‌کرد.

وی با بیان اینکه امام‌خمینی اخلاق و عرفان را در قالب درس رسمی به حوزه نجف وارد کرد، ادامه داد: سید محمدتقی بحرالعلوم به‌عنوان عالم و عارفی فرهیخته و باتقوا امام جماعت مسجد شیخ انصاری نجف (که از مساجد مهم شهر به‌شمار می‌رود)، بود و پس از رحلت ایشان تصور اغلب بزرگان حوزه این بود که هر کس جای ایشان به این مسجد برود، جایگاه و سرنوشت خوبی خواهد داشت؛ با این حال وقتی امام، امامت جماعت آنجا را پذیرفت، هیچ‌یک از علمای نجف ناراحت یا معترض نشدند.

استاد حوزه نجف با اشاره به اینکه ایادی شاه در ایران، آمریکا و بعثی‌ها در نجف، وقتی نسبت به یکی از بزرگان احساس خطر می‌کردند، فوراً او را می‌کشتند، تصریح‌کرد: دید امام خیلی قوی بود و هوشیاری بالایی داشت؛ به‌خلاف ما که جوان بودیم و اهل داد و فریاد و انقلاب بودیم و اقدامات و تشکیلات جنجالی داشتیم، ایشان حساب‌شده و آرام و منطقی حرکت می‌کرد؛ یک روز به ایشان گفتم؛ "ما و تشکیلات ما قصد ترور سه نفر را داریم از جمله مسئول حزب نجف که آیت‌الله حکیم را خیلی اذیت کرد."، امام پاسخ داد؛ "قتل، فتوا لازم دارد، شما از چه‌کسی اجازه دارید؟ من جنگ مسلحانه را در این شرایط قبول ندارم؛ خصوصاً برای شما که طلبه و پسر آیت‌الله بهشتی هستی".

گسترش افق طلبگی در حوزه نجف؛ رهاورد امامخمینی(ره)

آیت‌الله محقق بهشتی خود را از خروجی‌های مقاومت شکل‌گرفته در حوزه نجف دانست و با اشاره به هجرتی که به شهرهای مختلف اروپا و آمریکا داشته است، افزود: پیش از حضور امام در نجف، افق طلبگی این بود که مجتهد یا روضه‌خوان شوند ولی بعد، رسالتی به‌نام تبلیغ آن هم در خارج از مرزهای اسلام، به‌صورت جدی به این افق اضافه شد و امروز شاهد هستیم با وجود ممانعتی که استکبار به‌شیوه‌های مختلف از گسترش اسلام داشته و دارد، گام به گام به ظهور حضرت ولی‌عصر(عج) و افول شرک و هواپرستی نزدیک‌تر می‌شویم؛ شاید همه مردم حضرت مهدی(عج) را نشناسند ولی در ذهنشان هست که یک منجی آسمانی باید بیاید.

35سال حصر خانگی پدر بهخاطر مقاومت مقابل استکبار و استعمار

وی درباره والد خود و فعالیت‌ها و ارتباطات او با علما خاطرنشان کرد: پدرم دو سال با آیت‌الله بهجت در مدرسه سید یزدی در یک حجره بود، با سید عبدالهادی نیز ارتباط نزدیکی داشت او هم خیلی پدرم را دوست می‌داشت؛ به‌حدی که وقتی سید عبدالهادی به سامرا رفت، پدرم هم مرا برداشت و با وجود سختی مسیر، رفتیم آنجا؛ همین که به منزل سید عبدالهادی وارد شدیم و صدای سلام پدر را شنید، گفت؛ "آقا سیدعلی آقا، آمدی؟ دلم تنگ بود".

استاد حوزه نجف اضافه کرد: سید عبدالهادی نابینا بود ولی جلسات متعدد با علما داشت؛ یادم هست وقتی تازه طلبه شده بودم یک روز آقایان قوچانی، لاهیجی، اخوان مرعشی و پدرم در حضور ایشان بودند و بحث از لباس مصلّین بود که آقایان می‌گفتند؛ "دراین‌باره نص نداریم و باید به اصل متوسل شویم."، عبدالهادی هم گوش می‌داد؛ آخر جلسه پرسید؛ "آقا سیدعلی آقا نیستند؟"، گفتیم؛ "چرا هستند."؛ پرسیدند؛ "نظر شما هم همین است؟"، پدر گفت؛ "خیر؛ ذیل بحث کفن و میت، ذیل روایت چیزی دارد که شامل این بحث می‌شود."، عبدالهادی گفت؛ "احسنتم!"، و سایر آقایان هم متن را خواندند و متوجه شدند این مسئله، نص دارد و اصولی نیست.

وی یادآور شد: خانه پدرم 35 سال در محاصره ارتش بعث و منافقین بود؛ بنابراین از منزل بیرون نمی‌آمد و مایحتاج خانه توسط یک پیرمرد تأمین می‌شد. برادر کوچکم که در همین سال‌ها متولد و با این شرایط بزرگ شد، امروز مجتهد ولی به‌خاطر شرایط حصر خانگی، منزوی از جامعه است برای همین تابلوی مزار پدر را برداشت و اجازه حضور عموم در آنجا را نمی‌دهد.

آیت‌الله محقق بهشتی گفت: من آمریکا بودم که پدرم فوت کرد و فوراً خودم را به ایران و بعد نجف رساندم؛ گفتند؛ "آیت‌الله خامنه‌ای، آیت‌الله سیستانی و برخی دیگر از علما بناست برایش مراسم ترحیم بگیرند."؛ آن هم در شرایطی که آمریکا نجف را محاصره کرده بود، حتی حرم مطهر هم بسته‌ بود و امنیت نداشت، به همین علت امکان دفن پدر در حرم نبود و در خانه‌ای که نزدیک حرم گرفته‌ بودیم، خاک‌سپاری شد.

خبرنگار: زهرا شریعتی

منبع:تسنیم


گزارش خطا

ارسال نظر
  • پربازدیدها
  • تازه ها