عقیق: سی و هفتمین جلسه از سلسله نشستهای تخصصی آهات ۱۴۰۴ با موضوع بازنمایی شخصیت خانوادگی و اجتماعی حضرت زهرا سلاماللهعلیها در مداحی امروز به همت مرکز تخصصی احیاء امر با همکاری دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات و اندیشکده هیأت دانشگاه امام صادق علیهالسلام برگزار شد.
در این نشست که اولین پیشنشست تخصصی سومین همایش علمی هیأت و آیینهای مذهبی هم خواهد بود، علی غلامی استاد دانشگاه، حنیف طاهری مداح اهل بیت علیهمالسلام، سیدمحمدرضا یعقوبیآل شاعر آیینی، انسیه خزعلی معاون سابق زنان ریاست جمهوری به عنوان کارشناس حضور داشتند. محمدمهدی سیار هم دبیر این نشست بود.

در شرایط کنونی زیر پرچم اهل بیت باید جمع شد
محمدمهدی سیار دبیر نشستهای آهات در ابتدا با بیان اینکه در روزهایی که داغدار زخمهای تازه و قامت وطن هستیم، دور هم جمع شدیم و یاد شهدا را گرامی میداریم که زهرایی زیستند و در آتش فتنه، به زهرا سلاماللهعلیها پیوستند، گفت: در روزگار کنونی گردهماییها زیر پرچم اهلبیت علیهمالسلام بیش از هر زمان دیگری ضروری است و گفتوگو درباره «هیأت» بهعنوان یک نهاد اجتماعیِ جمعکننده مردم، نهادی که هم اجتماع انسانی را شکل میدهد و هم مفاهیم، معارف و تاریخ تشیع را مرور میکند، بیش از هر روز دیگری اهمیت دارد.
از زبان دیگران فاطمه(س) را معرفی کنید
انسیه خزعلی استاد دانشگاه و معاون سابق زنان ریاست جمهوری با بیان اینکه زن میتواند اساس خانواده، فرهنگ خانواده و هویت خانواده را دستخوش تغییر کند، اظهارداشت: در بحث مداحی نیز باید توجه داشت که ما از مداحی برای یک زن سخن میگوییم؛ بانویی که خود، نخستین مداح و نخستین نوحهگر است. حضرت فاطمه سلاماللهعلیها اولین کسی است که برای شهدای اُحد نوحهخوانی میکند و آنچنان برای پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله گریه میکند که به ایشان گفته میشود شب گریه کند یا روز.
وی ادامه داد: نوحهخوانی و مداحی که حضرت فاطمه سلاماللهعلیها پایهگذاری میکند، توسط حضرت زینب سلاماللهعلیها بهعنوان یک شیوه تبلیغی ادامه مییابد. نخستین نوحهها و مرثیههایی که در کربلا شنیده میشود، از زبان زنان است. رَباب، همسر امام حسین علیهالسلام، سر آن حضرت را به دامان میگیرد و میگوید: «وَحُسَینا فَلا نَسیتُ حُسَیناً…» و سپس صحنه کربلا را توصیف میکند. یا اُمّالبنین سلاماللهعلیها که اشعارش مشهور است؛ بانویی با توانمندی بالا در سرودن شعرهای حماسی که با مرثیههای خود، در مدینه ایجاد حرکت و بیداری میکند. همچنین حرکتهای حضرت زینب سلاماللهعلیها که اگرچه با یک نگاه، روضه و مداحی به نظر میآید، اما با نگاهی دیگر، خطابههایی آتشین، حماسی و انقلاببرانگیز است.
خزعلی با اشاره به اینکه مسئله اربعین را ما از حضرت زینب سلاماللهعلیها داریم؛ و اگر زینب نبود ـ به تعبیر شاعر ـ کربلا در کربلا میماند گفت: «ماربین»، مستشرق آلمانی، میگوید: من از حرکت امام حسین علیهالسلام، از آیندهنگری و دوراندیشی ایشان در شگفتم که چرا زینب و فرزندان را با خود همراه میکند؛ اما همین همراهی، حرکتی عظیم در شام ایجاد میکند. شامی که به سبّ و لعن امیرالمؤمنین علیهالسلام معروف بود، به مرکزی برای مدح و ذکر فضایل علی و فرزندان علی علیهمالسلام تبدیل میشود. تا آنجا که یزید وقتی میبیند فضای شام متشنج شده و ماندن حضرت زینب سلاماللهعلیها برای حکومت خطرآفرین است، اعلام میکند که آمادهاند اهلبیت را به مدینه بازگردانند. اما حضرت میفرماید: نه، میخواهم یک هفته دیگر بمانم و در گوشهوکنار شام عزاداری کنم. این عزاداری، حامل پیام تبیین، ماندگاری هویت و استمرار حرکت امام حسین علیهالسلام است.
این کارشناس حوزه زن و خانواده با اشاره به اینکه گرچه در مداحی، بُعد مرثیه پررنگ است، اما بُعد پیامرسانی، حماسهآفرینی، اثرگذاری بر افکار و ذهنها، و جهتدهی به سبک زندگی، بسیار مهمتر و ماندگارتر است تصریح کرد: مداحی گاه حتی اثرگذارتر از بسیاری از خطابهها و سخنرانیها بهویژه زمانی که با نغمهای دلنشین همراه شود که بتواند دل و جان مخاطب را به حرکت درآورد. این بُعد عاطفی، در ایجاد و ماندگاری حرکت حسینی، اهلبیتی و فاطمی، نقشی انکارناپذیر دارد.
وی اضافه کرد: حتماً این بیت را شنیدهاید: «إن کان دینُ محمدٍ لم یستقم إلّا بقتلی یا سیوفُ خُذینی» بسیاری گمان میکنند این شعر از کلمات امام حسین علیهالسلام است، در حالی که سروده شاعر معاصر، محسن ابوالحب است؛ شعری که با زیبایی، صحنه و حال امام حسین علیهالسلام را تصویر میکند. آنچنان این تصویرپردازی دقیق و طنیندار است که بسیاری از منبریها و سخنرانان، برای توصیف عزتطلبی و جانفشانی امام حسین علیهالسلام در مسیر دین، به آن استشهاد میکنند؛ گاه بهعنوان کلام خود امام.
خزعلی با اشاره به اینکه مداحی صرفاً «مدح» نیست؛ بلکه «مدح»، «رَثا»، «حماسه»، «حجت»، «روایت» و «حکمت» است گفت: همه اینها را میتوان در شعر فاطمی دید، اما آنچه ماندگار میشود، شعری است که بتواند پیام فاطمه سلاماللهعلیها را منتقل کند. گاه ما بیش از اندازه احساسی پیش میرویم؛ که اصل احساس، امر پسندیدهای است، اما وقتی با غلو یا خروج از واقعیت همراه شود، ممکن است اثر معکوس بگذارد. گاهی نیز معرفی حضرت فاطمه سلاماللهعلیها از زبان دیگران صورت میگیرد؛ روشی که میتواند بسیار اثرگذار باشد و در جانها بنشیند، بهویژه برای جوانان و نوجوانانی که شاید با برخی بیانات مستقیم ارتباط برقرار نکنند.
این استاد دانشگاه گفت: در همین زمینه، نکتهای را در «صحیح مسلم» دیدهام که قابل توجه است؛ آنجا که وقتی نام حضرت فاطمه سلاماللهعلیها برده میشود، تعبیر «سلامالله و صلواته علیها» بهکار میرود که خود نشاندهنده جایگاه خاص و ممتاز آن حضرت است. وقتی مورد اعتراض قرار میگیرد، میگوید: خب، ما اهلسنت هستیم. دعوای اهلسنت نیز همین است که درباره صحابه رضیاللهعنهم، درباره فاطمه سلاماللهعلیها و درباره علی علیهالسلام چه تعابیری به کار میبریم. اعتراض میکنند که چرا برای حضرت فاطمه چنین تعبیری استفاده میکنید. پاسخ میدهد به این دلیل که فاطمه پاره تن پیامبر است و سلام و صلوات، بهویژه سلام، اصطلاحی است که شیعیان به کار میبرند و اهلسنت آن را مختص پیامبر میدانند. میگوید سلام و صلوات بر فاطمه، در حقیقت سلام و صلوات بر پیامبر است؛ چرا که پیامبر فرمودند فاطمه پاره تن من است.
وی افزود: در کتاب «به نور فاطمه»،عبدالمنعم حسن بیان میکند من به همین دلیل راه را پیدا کردم؛ زیرا دیدم فاطمهای که مدت کوتاهی پس از پیامبر زندگی کرده، فاطمهای که پاره تن پیامبر بوده و فاطمهای که خشم و خشنودیاش به خشم و خشنودی خداوند متصل است، حتماً مقید به همان احکام و روایاتی است که پدرش آورده است.
خزعلی گفت: پیامبر فرمودهاند: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتةً جاهلیة». این روایت برای من علامت سؤال ایجاد کرد که آیا ممکن است فاطمهای که در فاصله کوتاهی پس از پیامبر از دنیا رفت، به مرگ جاهلیت مرده باشد؛ امام خود را نشناخته باشد و حتی اجازه ندهد کسی که به عنوان امام در جامعه معرفی شده، بر او نماز بخواند؟
وی افزود: تعبیر او این است که فاطمه، مدد تاریخ است؛ فاطمه یک فریاد بلند در طول تاریخ است؛ فاطمه یک علامت سؤال بزرگ بر پیشانی تاریخ است؛ فاطمه یک پیامرسان قوی برای مکتب اهلبیت است.میگوید من از پیام او راه را پیدا کردم. این پیامها وقتی از زبان دیگران بیان میشود، میتواند در جان و دل بنشیند و راه را روشن کند.
جنگ ما با غرب در موضوع خانواده است
علی غلامی استاد دانشگاه و دبیر سومین همایش علمی هیأت اظهارداشت:از سه سال پیش، مرکز احیای امر پس از بیانات مقام معظم رهبری که فرمودند درباره هیأت کار پژوهشی انجام شود و با توجه به اهمیت بحث خانواده، تصمیم گرفت همایش سالانهای برگزار کند؛بهگونهای که سال اول به تاریخچه هیأت پرداخته شد،سال دوم بررسی جامعهشناختی هیأت و ابعاد آن انجام گرفت و امسال نیز بحث «هیأت کنشگر و قیام خانوادگی» در دستور کار قرار دارد.وی افزود:اما اینکه چرا به خانواده پرداختیم؟ گاهی این سؤال پیش میآید که چرا اینهمه تأکید بر خانواده وجود دارد و این تأکید شاید سادهلوحانه به نظر برسد. میبینیم در دیدارها، کلیدواژه خانواده بهطور مکرر تکرار میشود؛ حتی در مباحثی که ظاهراً ارتباط مستقیمی با خانواده ندارد. مداحان با رهبری دیدار میکنند و ایشان بر خانواده تأکید میکنند.غلامی گفت:غربیها میگویند ما دو نهاد داریم:فرد و جامعه.ما میگوییم نه، ما سه نهاد داریم: فرد،خانواده و جامعه. هرچه آنها میگویند خانواده باید در دل جامعه تعریف شود،ما میگوییم خیر؛خانواده باید نهادی مستقل باشد. آنها میگویندجامعه هست و خانواده نهادی در دل آن است وهرچه میخواهید به آن بدهید.ما میگوییم نه؛خانواده نباید در جامعه تعریف شود، چون سازوکار،روابط،اهداف، غایت و روش آن با جامعه متفاوت است.

این استاد دانشگاه گفت: این اختلاف به جایی رسیده که ما و غرب مانند دو جنگجو شدهایم که هر دو تیغ را بر گردن گذاشتهایم؛ مهم این است که کدامیک زودتر ضربه میزند. وقتی گفته میشود «ما نزدیک قلهایم»، برخی با تحلیلهای سطحی روزنامهای مواجه میشوند و مثلاً میگویند پنیر گران شده و به این سخن میخندند. فهمشان در همین حد است. در حالی که ما به نقطهای رسیدهایم که باید ضربه نهایی را بزنیم و کار را تمام کنیم.
وی با بیان اینکه هسته مرکزی که ما را برای این ضربه تقویت میکند، خانواده است گفت: اگر خانواده اصلاح شود، فرد و جامعه نیز بهصورت خودکار به سامان میرسند. اینکه رهبری جایی میفرمایند «المرأة سیّدها»،بسیاری از مخاطبان با تعجب نگاه میکنند. یادم هست در جلسه سوم نشستهای راهبردی الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت،در بحث زن و خانواده، وقتی به بخش پایانی رسیدیم، یعنی جایی که بحث آقایان مطرح شد، صحبتهایی انجام شد و مقالاتی ارائه شد. خود آقا نیز سخنرانی کردند.
در بخشی از سخنانشان فرمودند:بله، تحمل مردها کار بسیار سختی است و خانوادهداری کار دشواری است؛ نه خانهداری، بلکه خانوادهداری. عبارتی را بیان کردند، اما فردای آن شب،زمانی که سخنرانی از شبکه چهار پخش شد، این بخش از صحبتهای آقا در تلویزیون پخش نشد.
غلامی گفت:ایشان بهگونهای تعبیر کردند که گویی مرد موجودی است با صدای کلفت، دارای نوعی قلدری و ویژگیهای خاص. طبعاً فضای جلسه نیز تا حدی حالت انبساط پیدا کرد. البته در عین مزاح، نوعی تندی در ادبیات آقا وجود داشت؛ تندی که ناظر به این نکته بود که تحمل چنین موجودی،با این ویژگیها، در نهاد خانواده کار سادهای نیست و ما در شناخت این مسئله ضعفها و مشکلات جدی داریم.از همینجا وارد بحث خواهم شد.
وی با طرح این سوال که رابطه خانواده با هیأت چیست؟ گفت: دو سؤال ساده مطرح میشود:اول اینکه آیا خانواده نهادی صرفاً مصرفکننده است؟ یعنی من بهجای اینکه تنها به هیأت بیایم، با همسر و فرزندانم در هیأت حضور پیدا کنم و همین، تمام نسبت خانواده با هیأت باشد؟ یا اینکه هیأت میتواند در مراحل تشکیل، تحکیم و تثبیت خانواده نقشآفرینی کند؟ آیا هیأت، نهادی برای معرفی پسر و دخترها به یکدیگر برای ازدواج است؟ واقعاً چنین کارکردی دارد؟ یا تنها نقشی که خانوادهها برای هیأت قائلاند این است که بیایند و هیأت را پرشور کنند؟ این موارد محورهای همایش امسال است.
غلامی با اشاره به اینکه مرکز تخصصی احیای امر نوحههای ۹ مداحی که از نظر میزان مخاطب فراوانی بیشتری داشتهاند، ارزیابی کرده است تا مشخص شود موضوعات و محورهای آنها چیست گفت: رابطه انسان با هر آنچه غیر از اوست، در چهار حیطه تعریف میشود: خود، خدا، دیگران و طبیعت. ما خارج از این چهار حیطه رابطهای نداریم. حال باید دید صدیقه طاهره سلاماللهعلیها در این چهار حوزه چه کردهاند و این مسئله تا چه اندازه در نوحههای ما متجلی شده است. رابطه با طبیعت چندان محل بحث نیست، چون موضوعیت زیادی ندارد.
وی گفت: در رابطه با خود، از صدیقه طاهره سلاماللهعلیها روایتی وجود دارد. اینکه بهترین زنان، زنی است که جز محارمش کسی او را نبیند و او نیز کسی را نبیند. اولین معنای این روایت چیست؟ آیا به معنای محدود کردن زن است؟ اگر زن قرار نیست جز محارم کسی را ببیند، پس مرد هم نباید جز محارم کسی را ببیند. بنابراین این حدیث ناظر به زنان بهتنهایی نیست، بلکه دوطرفه است.
این استاد دانشگاه با طرح این سوال که آیا میتوان این مسئله را در نوحه مطرح کرد؟ اگر سخنران در شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها بگوید که حضرت فرمودند بهترین زنان زنی است که در خانه بماند و کسی را نبیند، نوجوانی ممکن است سؤال کند: پس این چه بود که دیشب در سخنرانی شنیدیم که حضرت زهرا به مسجد رفتند و در مقابل جمع، خطبه خواندند و با مدعی اول خلافت محاجه کردند؟ گفت: آیا میشود یک نوحه یا یک شعر این دو روایت و این دو رفتار را با هم حل کند و جایگاه هرکدام را توضیح دهد؟
وی افزود: وارد حوزه رابطه با دیگران میشویم؛ دیگرانی که شامل خانواده و اجتماع هستند. در رابطه خانوادگی، تعریف صدیقه طاهره در بیان امیرالمؤمنین چیست؟ آنجا که پیامبر میفرمایند: «علی جان، فاطمه را چگونه یافتی؟» و امیرالمؤمنین پاسخ میدهند: «نِعمَ العَونُ علی طاعةِ الله»؛ بهترین یاور در اطاعت خدا. نگاه ما به زندگی چیست؟ آیا میشود این معنا را در شعر آورد؟ آیا میشود شعری گفته شود که بگوید: چه کسی گفته ما ازدواج میکنیم تا عاشق شویم؟ اساساً زندگی محل عشق رمانتیک نیست. عشق متعلق به کمال است و ما چون کمالطلب هستیم، معشوق حقیقیمان کمال است. طرف مقابل ما انسانی مانند خود ماست و هر دو ناقصیم؛ پس نمیتوانیم معشوق یکدیگر باشیم.
وی ادامه داد: ما یاور هم هستیم، محبت عمیق داریم، گذشت و ایثار داریم، اما اگر بگوییم زندگی الزاماً باید به عشق ختم شود، آنگاه اگر چنین نشود، احساس شکست میکنیم. این مفاهیم را میتوان در شعر آورد؛ اینکه همسر، یاورِ رشد و تعالی است، نه موضوع عشقهای رمانتیکی که در فیلمها میبینیم.
غلامی تصریح کرد: پس از شهادت پیامبر، سه جنگ علیه اهلبیت آغاز شد: جنگ اقتصادی با غصب فدک، جنگ سیاسی در قالب سقیفه و جنگ فرهنگی ـ اعتقادی با جریان منع حدیث. حضرت زهرا سلاماللهعلیها وارد میدان شد، ۹۵ روز مبارزه کرد و به شهادت رسید. سؤال این است: آیا ایشان تصور میکرد میتواند نتیجه هر سه جنگ را تغییر دهد؟
این استاد دانشگاه گفت:ما با شخصیتی پنجبعدی مواجه هستیم:اول، دارای علم غیب است. دوم، دستپرورده «مدینةالعلم» یعنی پیامبر است. سوم، همنشین «بابالعلم» یعنی امیرالمؤمنین است. چهارم، انسانی متقی است و قرآن میفرماید: «إِن تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَل لَّکُمْ فُرْقَانًا». پنجم، تحلیلگر سیاسی بسیار هوشمندی است. با وجود همه این ویژگیها، آیا ممکن است تصور کرده باشد که میتواند مسیر تاریخ را تغییر دهد؟ آیا حضرت زهرا سلاماللهعلیها میتوانست نتیجه آن سه جنگ را تغییر دهد؟ قطعاً به چنین نتیجهای نرسیده بود. پس چرا تا آخرین روز دست برنمیدارد؟ چرا تا واپسین لحظه ایستادگی میکند و در نهایت وصیت میکند که غسل، کفن و دفنش شبانه انجام شود؟ این رفتار میخواهد چه چیزی را در تاریخ ثبت کند؟ پاسخ روشن است؛ میخواهد «جهل» را بزند.این پرسش جدی مطرح است: آیا میشود این معنا را به شعر و نوحه تبدیل کرد که اگر یک اتفاق نادرست در جامعه رخ داد، ما موظفیم تا آخرین روز بایستیم تا آن اتفاق مشروعیت پیدا نکند؟ این همان جهلزدایی است؛ همان مفهومی که در دعا آمده است:«لِتُنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الجَهْلِ وَ حَیْرَةِ الضَّلالَة». آیا این مفاهیم نمیتواند نوحه شود؟
وی با اشاره به اینکه براساس پژوهش صورت گرفته در بازه زمانی سال ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۴، یعنی طی شش سال، در نوحهها در محور عبادی شاهد کاهش بودهایم؛ سهم این محور از ۱۷ درصد به ۱۵ درصد رسیده است گفت: یعنی رابطه حضرت زهرا با خداوند در نوحهها کمرنگتر شده است. در محور «دیگران» که شامل خانواده میشود، افت بسیار شدیدتری دیده میشود؛ از ۲۶ درصد به ۳ درصد. محور اجتماعی نیز از ۴۵ درصد به ۲۹ درصد کاهش یافته است. در نقطه مقابل، محور مرثیه از ۱۰ درصد به ۵۳ درصد رسیده است. دچار آسیب شدهایم، اما قطعاً در معرض آسیب قرار داریم.غلامی گفت: در مورد قیام اباعبدالله الحسین علیهالسلام گفته میشود که این قیام دو بُعد دارد: یک بُعد نورانی و یک بُعد ظلمانی. بُعد ظلمانی را تا دلتان بخواهد برجسته کردهایم؛ از یزید و عمرسعد و ابنزیاد گرفته تا سایر عناصر فاسد و جنایتکار. اما بُعد نورانی چه شده است؟ همانجایی که حضرت زینب سلاماللهعلیها میفرماید: «ما رأیتُ إلا جمیلاً».
این استاد دانشگاه افزود: امروز اگر در یک جمع از افراد بخواهیم پنج دقیقه درباره بُعد ظلمانی عاشورا صحبت کنند، اغلب میتوانند. چون این بُعد برجسته شده است. اما درباره بُعد نورانی چه؟ به نظر من درباره صدیقه طاهره سلاماللهعلیها میتوان اجازه نداد چنین عدمتوازنی شکل بگیرد.
باطن هیأت و مداحی، باطنی زنانه و عمیقاً مرتبط با زن و خانواده دارد
حنیف طاهری مداح اهل بیت علیهمالسلام در این نشست با بیان اینکه معمولاً وقتی مردان با یکدیگر گفتوگو میکنند، لحن گفتار راحتتر و بیتکلفتر است، اما در مواجهه با بانوان، ناخودآگاه دایره حرمت در انتخاب واژهها و ادبیات گفتار گستردهتر میشود گفت: این حساسیت درباره حضرت زهرا سلاماللهعلیها به اوج میرسد؛ چرا که ما درباره «سیدة النساء» سخن میگوییم. چه در شعر، چه در سخنرانی و چه در نوحه، هر آنچه از ذهن و اندیشه ما بازتاب پیدا میکند، وقتی قرار است به نام ایشان عرضه شود، نیازمند دقت، ظرافت و مراقبت دوچندان است.
وی با بیان اینکه در فاطمیه گاهی به آثاری میرسیم که بیش از آنکه «خلق» شده باشند، «مکشوف» هستند و همین موضوع باعث فاصله گرفتن اثر از هنر میشود تصریح کرد: ما تلاش میکنیم در طول سال و در مناسبتهای مختلف، بهویژه در موضوع حضرت زهرا سلاماللهعلیها، این حساسیت را حفظ کنیم.
طاهری گفت: من اساساً «شعر» را شعر میدانم. البته تفکیک شعر و شعر آیینی، تفکیکی درست و قابل دفاع است؛ اما آنجایی که به دستهبندی «شعر هیأت» میرسیم، شخصاً به آن قائل نیستم. ما شعر آیینی داریم که موضوعمحور است، اما چیزی به نام شعر هیأت، بهعنوان یک سطح پایینتر از شعر، اساساً محل اشکال است. به نظر من یکی از آسیبهایی که امروز به هیأت وارد شده، همین مفهوم «شعر هیأت» است.
وی گفت: بسیاری از شاعران توانمند، شعرشان به هیأت راه پیدا نمیکند، چون ما یک دستهبندی جدید ساختهایم که در عمل، سطح کیفی را پایین آوردهایم. وقتی میگوییم شعر هیأت، معمولاً داریم از کیفیت کم میکنیم.
حنیف طاهری افزود: در حالی که اگر به نگاه حضرت آقا به شعر توجه کنیم، ایشان صراحتاً میفرمایند که مردم میفهمند و از شاعران میخواهند از هنر خود استفاده کنند.این مداح اهل بیت افزود: در مجموعه ما این اصل پذیرفته شده است که شعر آیینی داریم و این شعر، خود دارای انواع و سطوح مختلف است، اما شعر هیأت بهمعنای تقلیلیافته را نداریم. حتی در نوحه نیز معتقدیم همان شاعرانگی که در شعر وجود دارد، باید حفظ شود. نوحه هم باید حاصل فکر، مطالعه و کار هنری باشد.
مداحی جای مرثیه باید دوباره به مدح و ستایش بازگردد
سیدمحمدرضا یعقوبیآل شاعر آیینی در این نشست اظهارداشت: استاد غلامی تعاریفی از ارتباط با حضرت زهرا داشت که بررسی کردم و دیدم دیدم همه این محورها در نهایت به «فاطمه و خدا» بازمیگردد؛ یعنی اگر نامحرم، حضرت را نبیند یا حضرت نامحرم را نبیند، این نزدیکترین حالت به خداوند است. هرچه جستوجو کنیم، باز این نسبت در همین شاخه تعریف میشود. هر فضیلتی که میبینیم، هر نسبتی که برقرار میشود، یا در ارتباط با خدا تعریف میشود، یا در نسبت با خانواده، یا در نسبت با خلق؛ و نسبت با خلق نیز در نهایت، باز به خدا بازمیگردد. حضرت زهرا سلامالله علیها، خلق را نیز با نگاه الهی میبیند؛ همانگونه که در دعای ابوحمزه میخوانیم «و خلق کلهم عیالک». نگاه حضرت به خلق نیز چنین است؛ چنانکه در ماجرای اطعام مسکین و یتیم و اسیر، این نگاه بهروشنی دیده میشود.
وی با اشاره به شعر فاطمی استاد شکوهی که در قالب همکاری با حاج احمد واعظی سروده شده است، گفت: وقتی به آن شعر نگاه میکنیم، میبینیم تقسیمبندی استاد غلامی، بهزیبایی در آن متجلی شده است. نخستین نکته مهم این است که وقتی وارد ساحت حضرت زهرا سلامالله علیها میشویم، واقعاً نوعی اظهار عجز را احساس میکنیم. این اظهار عجز، خود بالاترین مرتبه شکر است؛ همانگونه که در بیان فضائل نیز چنین است. همانگونه که در شعر دکتر سیار هم بود: «فاطمه کیست آنکه از مدحش / ناتوانند عالم و آدم».
مرحوم شکوهی هم ابتدا با اظهار عجز آغاز میکند: «توان واژه کجا و مدیح گفتن او/ قلم قناری گنگی است در سرودن او/ کشاندنش به صحاری شعر ممکن نیست/کمیت معجزه لنگ است پیش توسن او».سپس تصویر «دختر و پدر» را ترسیم میکند:«چه دختری که پدر پشت بوسهها میدید/کلید گلشن فردوس را به گردن او». این بوسه را نباید دستکم گرفت؛ دستبوسی و خم شدن پیامبر در برابر حضرت زهرا، خود یک الگوست.
یعقوبی آل افزود:همه این تصاویر،الگوست.دیگر نیازی نیست با بیان مستقیم و دستوری بگوییم «ای زن به تو از فاطمه اینگونه خطاب است/ ارزنده ترین گوهر زن حفظ حجاب است»؛ آن بیانهای مستقیم دیگر کارایی گذشته را ندارد. همانطور که آقا میفرمایند، گاهی یک بیت شعر میتواند اثر صد منبر را داشته باشد؛ تعارف هم نیست. آن بیتها را باید شناسایی کرد. محمدسعید میرزایی کتابهای خوبی درباره حضرت زهرا دارد؛ یک سه جلدی که بسیار راهگشاست و کتاب «ملکوت گل سرخ» او پر از اشعار ناب با نگاه قرآنی است. در جایی میگوید: «پدر به دیدن تو زود زود میآمد/ تو هم به دیدن او زود رفتی، زود». استاد حسینی هم شعری دارد که:«پدر به دیدن تو تا بهشت صبر نکرد/ تو را ز دست علی در میان قبر گرفت».
این شاعر آئینی گفت: چرا ما در خصوص فرزندآوری و فرزند پروری حضرت زهرا سلام الله علیها شعر نداریم؟ سبک زندگی حضرت زهرا سلاماللهعلیها، شامل خانهداری، فرزندآوری و تربیت فرزند، الگویی برجسته و الهامبخش است. استاد انسانی میفرمایند: «عبادت و خدمت تو متصل / دسته دستاس ز دستت خجل»؛ اگر مصیبت را کنار بگذاریم، عبادت و خدمت روزمره، ارزش و معنای خود را دارد. حضرت آقا بارها تأکید کردهاند که نگاه به سبک زندگی اهلبیت، بیش از مرثیه و مصائب، اهمیت دارد. اگرچه که مصائب ایشان هم پر از مدح است. صبر اهلبیت، شوق لقاءالله و شوق شهادت جزو مناقب است، اما سبک زندگی و الگوسازی حضرت زهرا، در حوزه خانواده و زنان، بسیار راهگشا است: «زن، اینچنین الگوی خوبان جهان است / بالاتر از آن، اسوه صاحب زمان است».
وی تصریح کرد: در مرثیه حضرت زهرا سه شاخه اصلی داریم: عبادت، خلق و خانواده. و مرثیه با عبادت که تمام نمیشود، بلکه تازه شروع کار است: «چرا نماز شبت را نشسته میخوانی...؟». این سیر، نشان میدهد که مرثیه تنها مصائب نیست، بلکه زندگی کامل و سبک زندگی حضرت زهرا در ابعاد مختلف را شامل میشود.
باید در نوحه، تنوع در محتوا و بیان داشته باشیم
محمدمهدی سیار در ادامه این نشست اظهارداشت: مداحی امروز به سمت مرثیه رفته و بلکه به نظر میرسد بیشتر بر ملودی و ثبت مراثی تمرکز شده است، در حالی که میتوانیم تلنگری ایجاد کنیم تا مداحی دوباره به مدح و ستایش بازگردد. این بازگشت، بهطور طبیعی سبک زندگی حضرت زهرا را بیان میکند و شخصیتپردازی او را به مخاطب منتقل میکند. تنوع در محتوا و بیان، وقتی فراهم شود که زندگی حضرت در ساعات و ساحات مختلفش نمایش داده شود، جذابیت و اثرگذاری بیشتری خواهد داشت.
مداحان با نگاه موضوعی و پژوهشی برای حضرت زهرا نوحه بخوانند
انسیه خزعلی در بخش دوم سخنان خود گفت: مدح، از اغراض شعری مهم است، اما جایگاه آن همواره مورد توجه نبوده، چون گاهی تصور میشده مداح برای دستمزد یا رضایت افراد مدح میکند. احمد امین اشاره میکند که مدح شیعه از اخلاص و ارادت مداح به امامان نشأت میگیرد؛ در نتیجه، پول یا جایزه تأثیری در صداقت آن ندارد. حتی پس از وفات اهل بیت، مدح و ذکر فضائل، از صدق و اخلاص بیشتری برخوردار است.وی تصریح کرد: در کنار مدح، دو مسئله مهم دیگر نیز وجود دارد: هجو دشمنان، که نقطه مقابل مدح است. ادبیات شیعه غنی و پربار شد، چون دو احساس خشم و حزن از دل برخاسته بود؛ خشم از غصب حقوق و قتل ائمه، و حزن از غم اهل بیت. این دو عامل باعث شد ادبیات شیعه، به ویژه در اشعار فاطمی، بسیار غنی، گزنده و صریح باشد. برخی الفاظ بسیار تند هستند و باید مداح دقت کند که القای درست به مخاطب داشته باشد.
خزعلی با اشاره به اینکه یک نکته کلیدی دیگر، طلبکاری ما از غرب در مسئله زنان است گفت: ما نمونهها و الگوهای برجستهای داریم؛ زنانی که در همه حیطهها الگویی کامل بودهاند. اما در برخی مرثیهها، حضرت زهرا به شکل نحیف و دلشکسته و غمگین ترسیم میشود، در حالی که پیامبر اکرم از دیدن ایشان نشاط و انرژی میگرفتند. این تصویر نادرست میتواند نسل جوان را از فهم واقعیت حضرت زهرا باز دارد و موجب کاهش حس افتخار شود.
وی افزود: البته مبالغه و استعاره در شعر لازم است و بخشی از زیبایی ادبی است. اما باید مرزها رعایت شود تا آثار، درست و قابل دسترس باقی بمانند. مثلاً شعری که میگوید:"زنی از خاک، از خورشید، از دریا قدیمیتر؛ زنی از هاجر و آسیه و حوا قدیمیتر"با استعاره جایگاه حضرت زهرا را نشان میدهد و درست است، اما گاهی در برخی آثار، مطالبی نسبت داده میشود که حتی اهل بیت هم نمیپسندند.
خزعلی تصریح کرد: موضوع فرزندآوری و زندگی خانوادگی حضرت زهرا نیز میتواند در مداحی به شکلی با نشاط و مثبت نشان داده شود. وقتی حضرت در لحظات زندگی با نشاط و محبت با فرزندانشان رفتار میکردند، این حرکات هم عبادت بود و هم تقرب به خدا. روایتهایی که مشکلات و سختیهای بزرگ کردن فرزندان را برجسته میکند، اگر بهدرستی منتقل نشود، اثر منفی روی مخاطب خواهد گذاشت.
این کارشناس حوزه زنان و خانواده گفت: آمارها و پژوهشها نشان میدهد که در مرثیههای امروز، مرثیه غالب است و مدح کمرنگ. به طور مثال، حدود ۳۷ درصد آثار مربوط به مرثیه است، بخشهایی حماسی و مقاومتی هستند که خوب است، اما سهم مدح بسیار کم است. در حالی که حماسه، حکمت و تدبیر در زندگی حضرت زهرا نیز اهمیت فراوان دارد و باید در آثار مداحی برجسته شود. نگاه تبیینی و تحلیل سبک زندگی، رفتار با خلفا و وصایای حضرت زهرا، همه قابل انتقال از طریق مدح و شعر است.
خزعلی گفت: اگر مداحان با نگاه موضوعی و پژوهشی به اشعار و نوحهها توجه کنند، میتوانند تعادل مناسبی بین مدح و مرثیه ایجاد کنند، شخصیت حضرت زهرا را به شکل درست و کامل معرفی کنند، و همزمان پیامهای تربیتی، اجتماعی و الهی ایشان را منتقل نمایند.
وی گفت: این حرکتها و اقدامات مدبرانه اهل بیت، میراثی ارزشمند برای طول تاریخ به جای گذاشتند، ولی این میراث باید با ملاحظه و دقت، همانطور که امیرالمؤمنین برای حفظ وحدت عمل میکرد، به نسلهای بعد منتقل شود تا سلامت و اثرگذاری خود را حفظ کند.
ماجرای تحریف پیچیده
علی غلامی استاد دانشگاه در بخش دوم سخنان خود با اشاره به اینکه عزاداریها و بزرگداشتها، و حتی خوانش نوحهها و مرثیهها، میتوانند به آفاتی دچار شوند. یکی از این آفات، چیزی است که من آن را تحریف پیچیده مینامم گفت: تحریف پیچیده، به معنای بزرگنمایی یک جنبه از واقعه یا شخصیت معصوم است، به گونهای که جنبههای دیگر مغفول واقع شوند. این تحریف میتواند لفظی یا معنوی باشد. شهید مطهری در تحلیل حماسه حسینی به این نکته اشاره میکند که گاهی در تعریف یا توصیف، جنبههای فرعی و کماهمیت بیش از حد برجسته میشوند و محور اصلی واقعه یا شخصیت کمرنگ میگردد.
وی ادامه داد: وقتی نمادهای سادهزیستی در میان معصومین بررسی میشود، اولین کسی که به ذهن میآید امیرالمؤمنین است، نه پیامبر، چرا که پیامبر تمام زندگی خود را پشت یک شتر جا میداد و سادهزیستی ایشان از یاد رفته است. اگر تنها به جنبه رحمت پیامبر پرداخته شود و سادهزیستی ایشان مغفول بماند، این همان تحریف پیچیده است که یک بعد برجسته میشود و بقیه ابعاد گم میشود.غلامی با بیان اینکه برای مقابله با این آفت، باید وظایف عوام و خواص مشخص باشد گفت: وظیفه عوام رعایت امر و نهی عادی و سادهپنداشتن افراط و غلو در بیان داستانها و فضائل. اگر فردی مطلبی را بیش از آنچه واقعیت دارد بزرگنمایی کند، باید اصلاح شود.
وی گفت: وظیفه خواص و کارشناسان تبیین درست وقایع، ارائه تصویر کامل شخصیتها، و جلوگیری از بزرگنماییهای یکجانبه. به عنوان مثال، در شعرها و مرثیهها، وقتی شاعر قصد دارد فضائل فردی را برجسته کند، نباید سایر ابعاد شخصیت را نادیده بگیرد. گاهی دیده شده که برای بزرگنمایی یک فضیلت، شخصیت دیگری زیر سوال رفته یا بخشی از واقعیت تحریف شده است، و این موجب ایجاد تصویر ناقص در ذهن مخاطب میشود.
این استاد دانشگاه گفت: هدف عملیاتی ما باید این باشد که تمام ابعاد شخصیت معصومین را به توازن منتقل کنیم، از غلو و تحریف پیچیده پرهیز کنیم، و نسل جدید را با تصویر واقعی، کامل و قابل الگوگیری از اهل بیت آشنا کنیم.
وی با اشاره به اینکه ما گاهی در مداحی و شعر دچار غلو و بزرگنمایی نابهجا میشویم تصریح کرد: مثالش همان است که برای پیامبر میگوییم «صد یوسف مصری غلام بلال تو»، که دیگر زیبایی و حقیقت شخصیتها گم میشود. وقتی این اتفاق میافتد، عوام مردم دیگر نمیتوانند امر به معروف و نهی از منکر کنند، و اثر تربیتی و الگوگیری از شخصیت معصومین کاهش پیدا میکند.غلامی با بیان اینکه وظیفه خواص این است که حد و مرز مشخص کنند؛ یعنی بگویند کافی است و دیگر نباید اغراق صورت بگیرد. این همان کاری است که برخی مداحان و شعرا مانند مرحوم اکبرزاده انجام میدادند گفت: من خودم از سال ۶۰–۶۱ با ایشان انس پیدا کردم و دیدم چگونه با شعر، حسن خلق اهل بیت و پیوند آن با پیامبر را منتقل میکردند.
وی گفت: مثلاً شعری ۳۰–۴۰ بیت در مورد حسن خلق میخواندند، ولی بدون آنکه نیازی به گریه یا واکنش داشته باشیم، اشک شوق از شگفتی و عظمت شخصیت اهل بیت جاری میشد.یادم هست که در ۱۱ سالگی، برای مسابقه مداحی، شعری از قادر طهماسبی انتخاب کردم: «بتی که راز جمالش هنوز سربسته است/به غارت دل سوداییان کمر بسته است» و وقتی آن را میخواندم، با وجود سن کم، ارتباط با فضائل اهل بیت برایم ملموس بود، بدون آنکه کسی توضیح دهد. این نشان میدهد که انتخاب شعر مناسب و صحیح، اثر تربیتی فوقالعادهای دارد.
وی ادامه داد: زمان آن است که شاعران و ذاکران ما، فارغ از اتفاقات جاری، نمونههای تراز و صحیح را ارائه کنند. این یعنی نشان دادن هیأتی که به درستی عمل میکند و مردم را به سوی حقیقت هدایت میکند، بدون آنکه غلو و اغراق مانع فهم مخاطب شود.
غلامی گفت: برای اینکه این اتفاق بیفتد، مثلث سخنران، مداح و شاعر باید هماهنگ عمل کنند. سخنران مردم را آماده میکند، زمینهساز دریافت پیام میشود. مداح با همان آمادگی مردم، اثرگذاری خود را دارد و لازم نیست با اغراق و احساسگرایی افراطی تلاش کند. شاعر با انتخاب درست کلمات و مضامین، فضائل و حوادث را به شکل قابل فهم و قابل الگوگیری ارائه میدهد.پس هدف ما این است که مردم را بالا بیاوریم و از سطح سلیقه شخصی فاصله بگیریم. یعنی انتقال محتوا و حقیقت شخصیت اهل بیت به شکل درست و قابل فهم، بدون تحریف و اغراق بیجا.
وی گفت: توصیه رهبری و تجربه استادا، این است که هماهنگی مثلث شاعر، مداح و سخنران، کلید موفقیت یک هیأت و انتقال صحیح پیام اهل بیت است.یک نکته عملیاتی مهم این است که سخنرانان، شاعران و مداحان بتوانند پیش از شروع ماههای مهم، با هم توافق کنند که گفتمان و محور محتوایی چیست.
مداحی و هنر جداییناپذیرند
حنیف طاهری مداح اهل بیت در بخش دوم سخنان خود گفت: باید توجه کرد که مداحی و هنر جداییناپذیرند. آنچه یک اثر را شاخص میکند، نوع نگاه مداح و شاعر به موضوع و شخصیتهاست. نوع نگاه درست، با ابزارهای مختلف به دست میآید و خیلی مهم است.
وی گفت: گاهی به هیأتها ظلم میشود، یعنی همه کمبودها و مسائل فرهنگی را بار هیأت میکنند. این فشار باعث میشود که هیأت از رسالت اصلی خود فاصله بگیرد. نباید از هیأت انتظار داشت که همه ابعاد فرهنگی و اجتماعی را یکجا پوشش دهد؛ عنصر اصلی هیأت همان مثلث مداح، شاعر و سخنران است و سایر کارها باید با تدبیر و تقسیم وظایف انجام شود.
طاهری تصریح کرد: موضوعات مورد بحث باید به پختگی لازم برسند تا بتوانند به نوحه یا سرود تبدیل شوند. اگر قبل از آماده شدن محتوا مجبور شویم موضوع را نوحه کنیم، اغلب تبدیل به آثار شعارگونه و کم اثر میشود و رسالت هیأت ضایع میشود.
این مداح اهل بیت با بیان اینکه مسئله امروز این است که قدرت نفوذ نوحه در خانوادهها و میان جوانان بسیار بالاست گفت: من شخصاً دوست دارم شعر جایگاه اصلی خود را حفظ کند و حتی بالاتر از نوحه باشد، اما واقعیت این است که به دلیل فشارهای اجتماعی و انتظارات زیاد، هیأت مجبور شده بار زیادی را بر دوش بکشد. گاهی هیأت میشنود: «شما باید همه مشکلات خانواده، تربیت فرزند، آموزش و مسائل اجتماعی را جبران کنید». این فشار باعث میشود مداح و شاعر نتوانند به شکل تخصصی و دقیق روی موضوعات اصلی کار کنند و آسیبهای جدید به مسائل موجود اضافه شود.
طاهری افزود: یک قاعده عمومی در عشق و علاقه وجود دارد: هر عاشق دوست دارد شبیه معشوقش باشد. اگر ما نتوانیم شخصیت حضرت زهرا را درست معرفی کنیم، مخاطب نه تنها درک واقعی از ایشان پیدا نمیکند، بلکه نمیتواند با ایشان همزیستی روحی و عاشقانه داشته باشد.
وی گفت: در حال حاضر، در معرفی اولیه اهل بیت به مستمع هنوز نواقص جدی وجود دارد. ما باید الگویی روشن و قابل دسترس ارائه کنیم تا مخاطب بتواند شخصیت حضرت زهرا را درک کند، با ایشان همزیستی عاطفی داشته باشد و عاشق ایشان شود، نه صرفاً با شنیدن فضایل یا مرثیه. به عبارت دیگر، هدف ما فقط توصیف فضایل نیست، بلکه ایجاد یک الگوی عملی و قابل فهم است که مخاطب بتواند آن را در زندگی خود لمس کند و از آن بهره ببرد.
طاهری اضافه کرد: یکی از چالشهای مهم ما در هیأت، معرفی درست اهل بیت و به ویژه حضرت زهرا سلاماللهعلیها است. واقعیت این است که در ذهن بسیاری از ما، زندگی با اهل بیت هنوز به شکل کامل درک نشده است و این باعث شده است که معرفی آنها در هیأت، نوحه و شعر کامل و عمیق نباشد. اگر کسی بتواند ابعاد زندگی حضرت امیر و پیامبر را به صورت عمیق درک کند، ممکن نیست عاشق آنها نشود. همانطور که حضرت رضا علیهالسلام فرمودند: «زیباییهای کلام و زندگی ما را بیان کنید، مردم خودشان عاشق میشوند». اما ما در هیأت و نوحه و شعر، به این نکته به اندازه کافی توجه نمیکنیم.
این مداح اهل بیت (ع) تصریح کرد: یک بحث مهم دیگر این است که نوحه باید یک سیری مشخص داشته باشد و از موضوع اصلی زیاد خارج نشود؛ در غیر این صورت، اثرگذاری خود را از دست میدهد. اما در غزل میتوان به راحتی تکبیتی از یک موضوع متفاوت را وارد کرد و حتی حکمت یا اخلاق را بیان کرد.
وی افزود: به همین دلیل، برخی ابعاد زندگی اهل بیت، مثل رابطه حضرت زهرا با امیرالمومنین در زندگی خانوادگی، هنوز به صورت کامل وارد نوحه نشده است و نیاز به پژوهش جدی دارد.
وی افزود: موضوع دیگر، داده ورودی برای مداح و شاعر است. ما اغلب داده کافی برای نوحهسرایی درباره موضوعات جدید نداریم و این باعث میشود بسیاری از موضوعات مهم به نوحه تبدیل نشوند. برای مثال، شعر و مرثیه حضرت زهرا در تاریخ نسبت به عاشورا موضوعی جدیدتر است و ورود به آن حساستر و نیازمند پژوهش بیشتر است.
طاهری گفت: یکی از موضوعات مهم در هیأت و نوحهخوانی، فراگیری و اثرگذاری محتواست. مثالی که میتوانم عرض کنم این است که موضوع فاطمی و مفهوم مقاومت و استقامت در بررسیها درصد بالایی دارد و به نوعی فراگیری پیدا کرده است. اما برخی موضوعات دیگر هنوز آنچنان به فرهنگ عمومی منتقل نشدهاند و اثربخشی آنها در هیأت و شعر برای رسیدن به اهداف اجتماعی مثل فرزندآوری محدود است.
طاهری همچنین گفت: مشکل اصلی این است که بار همه موضوعات روی دوش هیأت آمده است و توقع داریم برای هر موضوعی نوحه یا سرود داشته باشیم. این در حالی است که پردازش درست شخصیتسازی و ارائه الگو هنوز به عینیت درستی برای مخاطب نرسیده است.در این بخش، محمدمهدی سیار بیتی را به عنوان شاهد مثال این بحث ذکر کرد و اشاره کرد یکی از شاعران با شنیدن این بیت چقدر به وجد آمده است: «مینشاند بر لب عشاق تو لبخندها/ «بأبی أنت و أمی» گفتن فرزندها». همچنین سرود به دلیل قالب آزادتر، امکان بیان برخی مفاهیم اجتماعی و اخلاقی را بهتر فراهم میکند. برای مثال، میتوان به ازدواج حضرت زهرا و امیرالمومنین اشاره کرد و در قالب طنز و سرود برخی مفاهیم آموزشی و فرهنگی را منتقل کرد.
حنیف طاهری گفت: اگر از یک هیأتی بخواهیم نوحهای در بعد خانوادگی حضرت زهرا سلاماللهعلیها بخوان، معمولاً دچار خلأ میشود. در حالی که موضوعات بسیار مهم و مغفولی وجود دارد که بارها شنیدهایم، اما نوحهای برای آنها نداریم؛ مانند رفتن حضرت به درِ خانه انصار، خطبه فدکیه، ملاقات زنان مدینه با حضرت، بیتالاحزان، رفتن به اُحد و بسیاری از وقایع دیگر.
طاهری تصریح کرد: در شب اول فاطمیه، روضه در و دیوار خوانده میشود و بعد همان مفاهیم تکرار میشود. حتی اگر نگاه تازهای هم وجود داشته باشد، اغلب در همان دایره محدود میماند. ما در همین اصول به این نتیجه رسیدهایم که باید ضعفهای خودمان را بشناسیم. ما در این مسیر نوپا هستیم، اما تلاش میکنیم فکر کنیم، مطالعه کنیم و نقشه راه داشته باشیم.
طاهری گفت: یکی از بحثهای جدی ما با شاعران این است که آیا همه موضوعات قابلیت تبدیل شدن به نوحه را دارند؟ آیا هر موضوعی را میشود نوحه کرد؟ یا چقدر باید چکشکاری شود تا به نوحه برسد؟ بعضی موضوعات، با وجود بحثهای عمیق، در نهایت نوحه نمیشوند. شاید مجموعهای نتواند آن را به نوحه برساند و مجموعهای دیگر بتواند، اما همینجا اهمیت شعر روشن میشود؛ چرا که ممکن است آن مفهوم در قالب شعر قابل ارائه باشد، نه نوحه. فرآیند کار ما به این شکل است که ابتدا مطالعه کلی انجام میشود، سپس پیرامون موضوع ارائه صورت میگیرد.وی گفت: جلسات ما معمولاً هفت، هشت نفره است. یک نفر روی موضوع مشخص کار میکند و ارائه میدهد، دیگران نظر میدهند و از دل این گفتوگوها نوحه متولد میشود. بسیاری از نوحهها ساخته میشوند، کنار گذاشته میشوند و هیچوقت خوانده نمیشوند. این نشان میدهد که پشت نوحه، یک اتاق فکر و یک فرآیند جدی وجود دارد.
وی با اشاره به اینکه ما در جلسات خود «نقد جدی» داریم گفت: نقدی که بدون تعارف و برای ارتقای کار انجام میشود. نقد بسیار جدی انجام میشود؛ حتی نوحههایی که اجرا شدهاند نیز مورد بازبینی و نقد قرار میگیرند. بارها پیش آمده که گفتهایم ای کاش به این نکته توجه کرده بودیم و همان اثر دوباره نقد شده است. اگر امروز در برخی کارها پویایی و طراوت دیده میشود، بهدلیل همین محفل است که الحمدلله به سطحی از صمیمیت رسیده که در آن میتوان صریح، جدی و بیتعارف یکدیگر را نقد کرد و تلاش میکنیم این نقدها را در آثار بعدی اعمال کنیم.
طاهری با بیان اینکه محرم امسال ، یکی از دوستان شعری تازه سرود که ما آن را در هیأت اجرا کردیم گفت: نوحه با این مصرع آغاز میشد: «مژده بده، مژده بده، یار پسندید مرا». الهام آن از شعرآقای ابتهاج بود. درباره همین واژه «مژده بده» بحثهای زیادی شد؛ چرا که دهه اول محرم است و در نگاه اول، این تعبیر ممکن است با فضای عزاداری ناسازگار به نظر برسد. اما وقتی سیر طولی نوحه بررسی شد، روشن شد که عملاً هیچ واژه دیگری نمیتوانست جای آن را بگیرد.جالبتر اینکه بعدها چند نفر از دوستان دانشگاهی در گفتوگویی به من گفتند که از شنیدن این نوحه خوشحال شدهاند، بهویژه بهخاطر جنبه امیدآفرینی آن. خود ما هم، صادقانه بگویم، در ابتدا این بُعد امیدبخش را چندان پررنگ ندیده بودیم. این موضوع نشان میدهد که شاید در نوحههای امروز، مسئله امیدآفرینی هنوز جای کار جدیتری داشته باشد.
این مداح اهل بیت گفت: یکی از مهمترین کارکردهای هیأت، معرفی الگوهای شاخص در حوزه زن و خانواده است. هرچند ظاهر هیأت، جلسهای مردانه به نظر میرسد و خروجی رسانهای آن نیز عمدتاً چنین جلوهای دارد، اما در محتوا، بخش قابل توجهی به بانوان و الگوهای زنانه اختصاص دارد. در محرم، شب سوم به حضرت رقیه سلاماللهعلیها، شب هفتم به حضرت رباب در کنار حضرت علیاصغر علیهالسلام و از شام غریبان تا اربعین، محور اصلی حضرت زینب سلاماللهعلیهاست. در فاطمیه نیز اساساً محور اصلی، یک زن است.
وی افزود: برخلاف ظاهر مردانه این آیین، باطن هیأت و مداحی، باطنی زنانه و عمیقاً مرتبط با زن و خانواده دارد. شاید بتوان گفت این ویژگی، بهطور ویژه از مختصات تشیع است. حتی قیام عاشورا را میتوان با محوریت رهبری حضرت زینب سلاماللهعلیها تحلیل کرد؛ و اگر کسی بگوید «اگر امام بخوانم تو را گزافه نگفتم»، سخنی از سر اغراق نگفته است.
طاهری تاکید کرد: اگر با این مباحث، برخوردی شعاری داشته باشیم، طبیعتاً به نتیجه مطلوب نمیرسیم. به نظر من، این مسیر باید از ظاهر هیأت آغاز شود؛ از نحوه حضور خانوادهها، از جایی که خواهران وارد مجلس میشوند، از برنامهریزی پیش و پس از مراسم. چون واقعاً محور خانواده زن است، ما باید هیأت را از نقطه آغاز آن، یعنی از آمدن خانوادهها، بازتعریف کنیم: اینکه چگونه آنان را جذب کنیم، چه برنامهای برایشان داشته باشیم و چگونه این مسیر در نهایت به محتوای نوحه و شعر منتهی شود.
محمدمهدی سیار گفت: مقام معظم رهبری میفرمایند ما در مسئله زن، از غرب طلبکاریم. یعنی ما در موضع اتهام نیستیم، بلکه باید صرفاً اثبات کنیم.
سیدمحمدرضا یعقوبی آل در بخش دوم سخنان خود گفت: یک نکته مهم دیگر، انتخاب متن مناسب و ساده برای مداحان و شاعران است. حتی اگر کسی به اشعار فاطمی مسلط نباشد، با یک متن گزینششده و ساده میتواند پیام اصلی را منتقل کند. مثالی از این رویکرد، متن حدیث کسا است. این حدیث، هم جنبه ملکوتی و هم ملکی دارد و نشان میدهد که حضرت زهرا سلاماللهعلیها در منزل خود با قرآن و اهل بیت ارتباط عمیق داشته است. در این متن، تعاملات فاطمه با پیامبر، امیرالمومنین، حسنین، خداوند و حتی ملائکه قابل مشاهده است. با دقت به این جزئیات، میتوان پازل زندگی و شخصیت حضرت زهرا را برای مخاطب هیأت و نوحه به تصویر کشید. حتی موارد کوچک و جزئی میتوانند اثرگذاری بزرگی در تربیت و الگوسازی برای نسلها داشته باشند.
این شاعر آئینی گفت: ضروری است که پژوهش، شعر، سرود و نوحه در هم افزایی باشند تا اثرگذاری واقعی در هیأت و فرهنگ عمومی حاصل شود و مفاهیم مهم مثل فرزندآوری، مقاومت، اخلاق و محبت اهل بیت به شکل درست منتقل شود.
وی افزود: در مرثیههای خوب، اغلب آمیزهای از مدح و مرثیه دیده میشود. همین آمیزه باعث جذابیت و ماندگاری شعر شده است. برای مثال، در اشعار محتشم و استاد موید، مرثیه و مدح به هم پیوند خوردهاند و همزمان ابعاد اخلاقی، خانوادگی و اجتماعی اهل بیت به تصویر کشیده شده است. در تجربهای که داشتیم، حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ مصاحبه با جوانان انجام شد تا در طرح رضوانی به استاد حسینی در حرم مطهر دو بیت درباره فضایل امیرالمؤمنین ارائه دهند.
وی گفت: اکثر جوانان وقتی به بیان یک فضیلت میرسیدند، دستشان خالی بود و نشان داد که نیاز به آموزش و انتقال درست فضایل اهل بیت وجود دارد.
یعقوبی آل گفت: نکته دیگر این است که شعر و مرثیه حضرت زهرا سلاماللهعلیها بعد از انقلاب احیا شده و هم کمیت و هم کیفیت آثار تولید شده قابل توجه است. نمونههایی از استاد موید و استاد سازگار نشان میدهد که ارتباط حضرت زهرا با خدا، خانواده، ملائکه و اهل بیت در شعر به زیبایی بازتاب یافته است. قالبهای مثنوی ناب و مستند به سیره حضرت زهرا، مفاهیم ملک و ملکوت را با هم ترکیب کرده و نمونهای از هنر و پژوهش توأمان است. در این آثار، مفاهیم سادهزیستی، زهد و اخلاق نیز به صورت ملموس منتقل شدهاند (مثلاً اشاره به چادر و دامن حضرت زهرا). به عبارت دیگر، مرثیه میتواند هم ابعاد اجتماعی و هم خانوادگی و اخلاقی را منتقل کند و صرفاً محدود به سوگواری نباشد. مثالهای لیلة القدر استاد سازگار نشان میدهد که در یک بیت هم مدح و هم مرثیه وجود دارد و پیامهای اجتماعی و اخلاقی هم منتقل میشود.
منبع:فارس