حاج مهدی رسولی:
حجت الاسلام طباخیان عنوان کرد:
عقیق: یکی از پرسشهایی که همواره در مباحث اخلاقی مطرح میشود این است که: «تفاوت میان خطور گناه و نیت گناه چیست؟»به طور مثال فرق میان «خطور حسد» و «نیت حسد» چیست؟
بزرگان اخلاق تصریح کردهاند که خطور، در حقیقت یک وسوسهی شیطانی یا نفسانی است که حالتی گذرا دارد. یعنی امری است که تنها در ذهن انسان پدیدار میشود و فرد میتواند به آن توجه کند یا از آن رویگردان شود.
بنابراین خطور، حضوری لحظهای در جان انسان دارد که یا مورد اعتنا قرار میگیرد یا به سادگی کنار گذاشته میشود. برای مثال: وقتی کسی در جمعی برای نماز برخیزد، ممکن است در دلش خطور کند که «اکنون جای ریا است».
این خطور تنها یک وسوسهی گذراست؛ او میتواند به آن توجه نکند و عمل خود را خالصانه برای خدا بهجا آورد.
اما «نیت» وضعیتی استقرار یافته در وجود انسان است که عمل او را جهت میدهد. نیت در واقع انگیزهای است که انسان را به سمت انجام عمل سوق میدهد. برای مثال: اگر کسی نماز بخواند «به نیت اینکه مردم او را بستایند»، این نیت ریایی است.
ولی اگر همان عمل با نیت «قرب الهی» صورت گیرد، نیتی الهی است. بنابراین تفاوت روشن شد: خطور، حالت گذراست، اما نیت، انگیزهای پایدار و جهتدهندهی عمل است.
حال، اگر خطوری بد به ذهن آید و انسان به آن بیاعتنا باشد، هیچ گناهی بر او مترتب نمیشود؛ زیرا این تنها یک وسوسه است. اما اگر به آن توجه کند و آن را بپذیرد، آن خطور میتواند به نیت بدل شود.
در این حالت است که زمینهی گناه یا رذیلهی اخلاقی شکل میگیرد. مثلاً اگر خطور حسد به ذهن آمد که «خدایا نعمت را از برادرم سلب کن» و انسان آن را رد کرد، این تنها خطور است.
اما اگر آن را به نیت خویش تبدیل کرد و به طور مداوم در دل چنین آرزویی داشت، این همان حسد است که از رذائل نفسانی به شمار میآید.
مسئلهی مهم دیگری که در اینجا مطرح میشود، پرسش از «راه نفی خطورات نفسانی» است. بزرگان اخلاق این نفی خطورات را از ارکان سلوک الی الله دانستهاند. اما این راه سادهای نیست و مراحلی دارد که باید به تدریج طی شود.
نخست باید دانست که خطورات منفی ریشه در سرچشمهی وجودی انسان دارد. هنگامی که روح انسان آلوده به رذائل است، خطورات منفی همچون امواج پیاپی بر ذهن و جان او وارد میشوند.
همانگونه که اگر چشمهای گلآلود باشد، جویبارهای آن نیز آلوده خواهد بود. پس تا سرچشمهی جان پاک نشود، خطورات نیز زدوده نمیشوند.
برای مثال: کسی که گرفتار حرص و دنیاطلبی است، خطورات مربوط به حرص و طمع فراوان بر او هجوم میآورد. یا کسی که شیفتهی شهرت و ستایش دیگران است، بیشتر با خطورات ریا و خودنمایی مواجه میشود. این نشانهها بیانگر آن است که سرچشمهی روح او نیازمند تطهیر است.
منبع:حوزه