پایگاه اطلاع رسانی هیات‌ها و محافل مذهبی
۱۱:۲۲

۱۴۰۳/۱۲/۰۸

ماجرای عبایی که سیدحسن به بانوی ایرانی هدیه داد

به دعوت سید حسن نصرالله در مراسم افطارشان شرکت کرد. سید با تک‌تک خانواده‌ها صحبت می‌کرد و عکس یادگاری می‌انداخت. به میزشان که رسید، مهناز سادات درخواستی داشت که سید حسن همان جا قبول کرد.
کد خبر : ۱۳۲۵۸۳

عقیق:  از صبح زود خودش را به ورزشگاه کمیل شمعون رسانده بود تا از مراسم جا نماند. بعد از ساعت‌ها انتظار، ماشین حمل پیکر سید حسن نصرالله وارد شد.

روی شیشه جلوی ماشین با خط طلایی جمله إنّا_علی_العهد نقش بسته بود. مشت‌های مردم با دیدن تابوت سید حسن گره خورد و با فریاد لبیک یا نصرالله به آسمان بلند شد.

مهناز سادات چشمش که به عمامه مشکی روی تابوت افتاد انگار پرت شد به ۱۸ سال قبل. وقتی سید حسن عمامه و عبایش را به او هدیه داده بود.

ماجرای عبایی که سیدحسن به بانوی ایرانی هدیه داد

آخرین باری که سید حسن را ملاقات کرد، ماه رمضان بود. ۴۰ خانواده از مستشاران نظامی ایرانی برای افطار مهمان سید بودند. سید حسن به تمام مهمان‌ها سر می‌زد و با آن‌ها عکس یادگاری می‌انداخت. وقتی مهناز سادات را دید، از سیدرضی خیلی تعریف کرد و گفت: خانم سیدرضی هم یک فرزند معلول دارند که واقعاً خودش به‌تنهایی او را بزرگ می‌کند.
 
مهناز سادات چیزی به ذهنش رسید. به‌طرف سید حسن رفت. آرام به سید حسن گفت: من یک خواسته دارم. می‌شود عبا و عمامه‌تان را به من بدهید؟ سید حسن جواب داد: چرا نمی‌شود. صبر کنید من با این دو تا خانواده عکس بگیرم. عکس‌ها که تمام شد، سید حسن عبا و عمامه‌اش را تاکرده و با احترام دودستی به مهناز سادات تقدیم کرد. همه شوکه شدند. سیدرضی تا قبل از شهادت موقع نماز عبای سید حسن را می‌پوشید. مهناز سادات بعد از شهادت سیدرضی عبا و عمامه را تبرک نگه داشت.
 
تعداد بازدید : 28
کد ویدیو
 
صدای جنگنده‌های اسرائیل مهناز سادات را به خودش آورد. هر چه جنگنده‌ها نزدیک‌تر می‌شدند، صدای «لبیک یا نصرالله» مردم بیشتر بالا می‌گرفت. ورزشگاه از صدای مردم می‌لرزید. شاید باز هم مثل همیشه بودن سید به همه شجاعت داده بود. حالا سید حسن کنارشان بود و دلشان به وجود او گرم بود. مهناز سادات در صوتی لحظه‌به‌لحظه مراسم تشییع را برایمان توصیف می‌کند و می‌گوید: «ای‌کاش اینجا بودید. جایتان خالی بود.»
 
ماجرای عبایی که سیدحسن به بانوی ایرانی هدیه داد
 
با همسر شهید سیدرضی موسوی تماس صوتی می‌گیریم تا بیشتر از لبنان برایمان بگوید. در میان کلامشان متوجه می‌شویم که حاج‌خانم دست‌خالی به لبنان نرفته است.
 
 ۴۰ سال از بهترین سال‌های زندگی‌اش را وقف مقاومت کرده حتی عزیزترین آدم زندگی‌اش را به مقاومت هدیه داده است. حالا کمک‌های مردمی که توسط قرارگاه سیدرضی برای کمک به جبهه مقاومت جمع‌آوری شده را به لبنان برده است.
 
خانم سادات می‌گوید: «در این چند روز که در لبنان هستیم قرار است به شهرهای بعلبک، هرمل، بزالیه، تمنین که ما سال‌ها در آن زندگی کردیم، اسرائیل بمباران کرده و خانه‌های مردم خراب شده است. خانواده‌هایی را شناسایی کردیم که به آن‌ها کمک برسانیم. علاوه بر کمک مالی مقداری لباس گرم آورده‌ایم که به خانواده‌ها برسانیم چون اینجا به‌شدت هوا سرد است.»
 
ماجرای عبایی که سیدحسن به بانوی ایرانی هدیه داد
 
داستان این کمک‌ها از زبان حاج‌خانم بسیار شیرین بود. بعد از عملیات طوفان الاقصی، گروهی از مادران با مدیریت حاج‌خانم قرارگاه شهید سیدرضی را راه انداختند تا کمکی باشند برای جبهه مقاومت. به‌تدریج گروه گسترده‌تر شد و مردم بیشتری در این کار شریک شدند. هر کسی هر کاری از دستش برمی‌آمد کوتاهی نمی‌کرد. مادری که دست‌پخت خوبی داشت به نفع مقاومت آشپزی می‌کرد. مادربزرگی که بافتنی بلد بود، لباس گرم می‌بافت. حتی اگر کسی کاری از دستش برنمی‌آمد بچه‌های بقیه را نگه می‌داشت تا آن‌ها بتوانند به کارشان برسند. ولی جذابیت کارشان در این بود که لباس‌هایی که مادران بافته بودند، عباهایی که دوخته شده بود و تمام کمک‌های نقدی را خود خانم سادات به جبهه مقاومت می‌رساند.
 
ماجرای عبایی که سیدحسن به بانوی ایرانی هدیه داد
 
سیدرضی در سوریه و لبنان معروف بود به قوی‌ترین پشتیبان جبهه مقاومت. حالا سادات خانم میراث‌دار این مسیر است.
 
منبع:فارس

گزارش خطا

ارسال نظر
  • پربازدیدها
  • تازه ها