عقیق |‌ aghigh.ir

کد خبر : ۱۱۴۳۷۱
تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۹۹ - ۱۴:۴۴
شهید علی اکبر شیرودی سوال کرد: میشه یه عکس هم از من و دکتر چمران بگیری؟ منم صریح گفتم :نه که نمیشه. شما هم مثل دوستانتان می تونید کنار دکتر چمران بایستید تا عکس دسته جمعی بگیرم.

عقیق:پیغام فتح؛ ویژه نامه چهلمین سالگرد آغاز دفاع قدس: کمتر کسی است مطالعاتی در مورد جنگ تحمیلی داشته باشد و نام مریم کاظم زاده را نشنیده باشد. شیرزنی که در بحبوحه خون و آتش همچون دیگر برادرانش در میدان جنگ حاضر بود و سعی می کرد با امکانات اندکی که دارد این برهه درخشان تاریخ معاصر کشورش را با دوربین عکاسی اش برای نسل های بعد و همه کسانی که آن رشادت ها و دفاع مقدس را ندیدند ثبت و ماندگار کند.

خبرگزاری فارس این افتخار را دارد تا در هفته دفاع مقدس تعدادی از عکس های منتشر نشده این بانوی هنرمند و البته جهادگر را که خود از خانواده رسانه هست منتشر کرده و خاطرات پیرامون آنها را از زبان او بیان کند.

*عکسی که شهید شیرودی نخواست در آن باشد

وقتی بیسیم چی سپاه از من خواست تا عکسی از او و دکتر چمران بگیرم، دکتر چمران دست پشت گردن بیسیم چی انداخت و مقابل دوربین قرار گرفت. 

 

مرداد ماه ٥٨ بود و پادگان مریوان خیلی گرم نبود همه جلو عمارت فرماندهی روی دو سه لنگه تخت چوبی بی رو انداز نشسته بودند و چون جای کافی برای همه از سرباز و پاسدار و خلبان های هوانیروز و فرمانده و پاسدارهای نخست وزیری نبود، ایستاده ها بیشتر از نشسته ها بودند.

شهید علی اکبر شیرودی سوال کرد: میشه یه عکس هم از من و دکتر چمران بگیری؟

منم صریح گفتم :نه که نمیشه. شما هم مثل دوستانتان می تونید کنار دکتر چمران بایستید تا عکس دسته جمعی بگیرم.

اما شیرودی نرفت و کنار من ایستاد.


موقع رفتن با هلی کوپتر شیرودی بود. قرار بود با خانم چمران برگردیم تهران. پای هلی کوپتر، شیرودی دیرتر رسید. دوربین را از من گرفت و گفت: تو که عکسی از من و دکتر چمران نگرفتی بگذار من یه عکس یادگاری از شما بگیرم.

منبع:فارس

پربازدیدترین اخبار
پنجره
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: