19 مهر 1400 5 (ربیع الاول 1443 - 18 : 18
کد خبر : ۷۸۱۲۲
تاریخ انتشار : ۲۱ شهريور ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۱
عقیق به منظور استفاده ذاکرین اهل بیت (ع) منتشر می کند
به مناسبت فرا رسیدن روز عرفه عقیق تعدادی از اشعار آیینی را به منظور استفاده ذاکران منتشر می کند
سرویس شعر آیینی عقیق : به مناسبت فرا رسیدن روز عرفه عقیق تعدادی از اشعار آیینی را به منظور استفاده ذاکران منتشر می کند:




 

میلاد عرفان پور:

ما آیه‌های عصر خسرانیم

معجونی از تردید و ایمانیم

عهد الست از یادمان رفته‌ست

ما اهل نسیانیم، انسانیم

تبعیدمان کرده‌ست اقیانوس

امواج سرگردان طغیانیم

عالم همه آیات توحید است

با این‌همه، ما بندۀ نانیم

هم هم‌چنان دلتنگ فردوسیم

هم در صف گندم، فراوانیم

ما آتشیم و عمر ما هیزم

از خاطرات خود گریزانیم

ای آه! اگر سوی خدا رفتی

با او بگو که ما پشیمانیم

 

غلامر ضا سازگار:

کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی

باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی

نه من آنم که زلطف و کرمت چشم بپوشم

نه تو آنی که کنی منع گدا را زنگاهی

در اگر باز نگردد نروم باز بجائی

پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی

تو کریمی و  دو صد کوه به یک کاه ببخشی

من بیچاره چه سازم که ندارم پر کاهی

سوز دوزخ به از این کز شرر عشق نسوزم

به بهشتم ندهم گر بدهی شعلۀ آهی

سوز ده تا که بسوزد زغمت سخت درونی

اشک ده تا که بگرید زغمت نامه سیاهی

چو بدوزخ زدهان شعله صفت سر بدر آرد

این زبانی که دل شب به تو گفته است الهی

چون پسندی که فرود آوری اش در دل آتش

این جبینی که به خاک تو فرود آمده گاهی

سخن از وسعت عفوت نتوان گفت که فردا

جرم کونین به پیش کرمت نیست گناهی

دست «میثم» تو بگیر از کرم خویش که باشد

همچو کوری که نشسته است به غفلت سرچاهی

محمد جواد پرچمی :

 

اگر بناست رحمت کسی به ما کمک کند

خدا کند که زودتر خود خدا کمک کند

ضیافت کریم ها که بی گدا نمی شود

کرم کن و بگو کسی به این گدا کمک کند

من اشتباه کرده ام ولی مرا رها نکن

بجز تو کیست که به این، بی سر و پا کمک کند

گناه کردنم به آبروی من لگد زده

به این بدون آبرو کسی چرا کمک کند ؟

اگر هوار میزنم ،اگر که جار میزنم

میان راه مانده ام یکی مرا کمک کند

نگو که تحبس الدعا شدم نگو رها شدم

بگو چه حربه ای به من بجز دعا کمک کند

برای من که قبح غفلت و گناه ریخته

حیاست بهترین دوا ، به من حیا کمک کند

بیا مرا درست کن بیا ضرر نمیکنی

نمیشود خدا همش به خوبها کمک کند

به هر کجا که میروم ضمانتم نمی کنند

به طوس میروم مگر امام رضا کمک کند

اگر که خورده کار من گره ؛گره گشا که هست

به عاشقان ، رقیه ی گره گشا کمک کند

چقدر تا دم سحر سر بریده ی پدر

به دخترسه ساله روی نیزه ها کمک کند

ز ناقه زجر لعنتی مرا ز مو بلند کرد

به دختر تو عمه زیر چکمه ها کمک کند

 

شاعر گمنام :

***

چه خوب شد عرفه دلبرم صدایم کرد

خدا به خاطر ارباب این عطایـــم کرد

به دامن جبل الرحمه پا به پای حبیـب

به آستان رفیع دعا رهایـــــــم کرد

چه فرصتی که به همراه کاروان حسین

مسافر سفر دشت نینوایــــــــم کرد

زسعی مروه و سعی صفا عــــبورم داد

به طواف حج حقیقی دل آشنایـم کرد

چه منتی که در این روز معرفت،اربـاب

به خوان نعمت العفو خود گدایــم کرد

منی که هیچ نبودم به شی مذکــوری

به حب فاطمه شایسته ثنایم کـــــرد

به افتخار علی ره به بام هــــــم داد

که هم نشین تمام فرشته هایــم کرد

ز گریه حوله احرام دلبرم خیس اسـت

صدای ناله ارباب مبتلایم کـــــــرد

همه به حال دعای حسین می گـریند

نوای یارب زینب پر از نوایــــم کرد

به دیده اشک مناجات کئکان زیباست

زگاهواره خود کودکی ندایم کــــــرد

علی اکبر و طعم فراز های دعـــــــا

به شیوه های دعا خواندن آشنایم کرد

به اشک چشم علمدار کاروان سوگــند

حسین بود که دلداده خدایم کـــــرد

همان حسین که با جلوه کرامت خــود

کرم نمود و صدا سوی خیمه هایم کرد

بدون اذن خودش کربلا نمی آیـــــم

ز درد با که بگویم که کربلایم کـــرد

خوشم از آنکه بگویم به دوستان شهید

حسین عاقبت از عشق خود فنایم کرد

 

منبع : وبلاگ سهیل عرب ، حسینیه



گزارش خطا

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر: