سال 58 هجری قمری، دو سال پیش از مرگ معاویه؛
قرار است جلسه ی بسیار مهمی در منی تشکیل شود. می گویند حسین بن علی همراه با عبدالله بن عباس و عبدالله بن جعفر عزم سفر حج کرده است و به مردان و زنان بنی هاشم و گروهی از انصار مورد اعتماد، مأموریت داده که در مکه صحابه ی ذی صلاح و متعهد رسول خدا و تابعین را برای شرکت در جلسه ای که قرار است در منی تشکیل شود، دعوت کنند.
همهمه ای برپاست. قریب به هزار نفر از صحابه و تابعین پیامبر، در منی، زیر خیمه ی حسین بن علی گرد آمده اند. همه کنجکاوند بدانند چه خبر است اما هیچ کس پاسخ روشنی برای این سؤال ندارد. حسین بن علی سخن خود را با حمد و ثنای الهی آغاز می کند و برخی فضایل فردی و اجتماعی امیرمؤمنان علی(ع) را مطرح کرده و از آنها می خواهد در صورت صحت گفته هایش، آن را تصدیق کنند.
سپس جمع را خطاب قرار می دهد:
شما ای گروه حاضر! ای گروهی که به علم و دانش شهرت دارید و از شما به نیکی یاد می شود و به خیرخواهی و اندرزگویی و به راهنمایی در جامعه معروف شده اید و به خاطر خدا در دل مردم شکوه و مهابت پیدا کرده اید... ایا بر همه این احترامات و قدرت های معنوی از این جهت نایل نگشته اید که به شما امید می رود تا به اجرای قانون خدا کمر ببندید گرچه در مورد بیش تر قوانین خدا کوتاهی کرده اید؟
... نابینایان، اشخاص کر و لال و زمین گیران ناتوان، در شهرها بی سرپرست مانده اند و بر آنها ترحم نمی شود. نه مطابق شأن منزلتشان عمل می کنید و نه به کسی که بدین سان عمل کند و در ارتقاء شأن شما بکوشد مدد می رسانید. با چرب زبانی و چاپلوسی و سازش با ستمکاران، خود را در برابر قدرت ستمکاران حاکم ایمن می گردانید...
شما اگر مردانی بودید که بر شکنجه و ناراحتی شکیبا بودید و در راه خدا حاضر به تحمل ناگواری می شدید، مقررات برای تصویب پیش شما آورده می شد و به دست شما صادر می شد و شما مرجع کارها بودید. اما شما به ستمکاران مجال دادید تا این مقام را از شما بستانند و اجازه دادید حکومت به دست ایشان بیفتد تا بر مبنای سستِ حدس و گمان، به حکومت پردازند و طریقه ی خودکامگی و اقناع شهوت را پیشه سازند.
مایه ی تسلط آنان بر حکومت، فرار شما از کشته شدن بود و دلبستگی تان به زندگی دنیا. شما با این روحیه و رویه، توده ی ناتوان را به چنگال این ستمگران گرفتار آوردید تا یکی برده وار، سرکوفته باشد و دیگری بیچاره وار، سرگرم تأمین آب و نانش...
... در هر شهر سخنوری از ایشان بر منبر است. زمین زیر پا و دستشان گشاده است. مردم بنده ی ایشانند و قدرت دفاع از خود ندارند...
... شگفتا! و چرا شگفت زده نباشم! که جامعه در تصرف مرد دغلباز ستمکاری (چون معاویه) است که مأمور مالیاتش ستم می ورزد و استاندارش نسبت به اهالی و مؤمنان نامهربان و بی رحم است...
... بار خدایا! بی شک تو می دانی آنچه از ما سرزده (مبارزه بر ضد دستگاه حاکم اموی) نه رقابت در به دست آوردن قدرت سیاسی است و نه جست وجوی ثروت و نعمت های زاید، بلکه برای آن است تا اصول و ارزش های درخشان دین تو را بنماییم و در کشورت، اصلاحات پدید آوریم و بندگان ستم زده ات را ایمن و برخوردار از حقوق مسلم شان گردانیم تا به وظایفی که مقرر داشته ای عمل کنیم و به سخن و قوانین و احکامت پای نهیم. بنابراین شما (گروه علمای دین) اگر ما را یاری نکنید و در گرفتن دادِ ما، با ما هم صدا نگردید، ستمگران در مقابل شما قدرت بیش تری پیدا خواهند کرد و در خاموش کردن مشعل فروزان نبوت گستاخ تر خواهند شد. خدای یگانه، ما را کافی است و بر او تکیه می کنیم و به سوی او روی می آوریم و سرنوشت ما به دست او و بازگشت ما به سوی اوست.
خطبه ی حسین بن علی (ع) در منی تحقیق و ترجمه محمدصادق نجمی.
کدخبرنگار:212111
بخش اول گفت و گوی عقیق با استاد حسین انصاریان: