اکبر صحرایی خاطرهای از دوران کودکی و تهیه زنجیر برای حضور در مراسم عزاداری حضرت اباعبدالله را بازگو کرد.
کد خبر: ۴۰۹۵۳ تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۸/۱۶
خاطره ای از آیت الله سید محمد هادی میلانی به مناسبت چهلمین سالگرد ارتحال
پروفسور «برلون»، پزشک وجرّاح مسیحی مذهب یکی از جرّاحان تیم پزشکی مرحوم آیت الله سیّد محمّد هادی میلانی (ره) خاطره هایی از آن مرجع تقلید جهان تشیّع نقل نموده است. وی عامل مسلمان شدن خود را متاثر از شخصیت آیت الله میلانی میداند.
کد خبر: ۳۹۶۵۷ تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۷/۳۰
خاطرهگویی بادپا در فراق استاد مولایی
یکی از قاریان ممتاز قرآن کریم با اشاره به بهترین تفریح دوران نوجوانیاش گفت: پس از تعطیلی مدرسه پشت در آن محفل مینشستم و تکالیفم را انجام میدادم تا از این تفریح محروم نشوم.
کد خبر: ۳۹۵۳۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۷/۲۸
رهبر انقلاب در ۱۴ بهمن ماه سال ۱۳۷۶ و در جریان گفتوشنود با جمعی از جوانان و نوجوانان، روایتی از انجام اعمال روز عرفه در کنار خانواده در ایام نوجوانیشان را بازگو فرمودند. در آستانه فرارسیدن روز عرفه، این خاطره را که در قالب کلیپ صوتی «عرفهای در کنار مادرم» و توسط پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR منتشر شده است بشنوید.
کد خبر: ۳۸۴۷۲ تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۷/۱۲
خاطرهگویی احمد ابوالقاسمی از دوران دفاع مقدس
مشغول خوردن کمپوت بودیم که «علی خانمیرزایی» با جدیت تمام به ما گفت: «دعا کنید فردا شهید بشم». این حرف واقعا برایمان سنگین تمام شد چون در اوج شادی حرفی ناراحتکننده زد؛ حسابی او را کتک زدیم؛ اما این دعا چند روز بعد مستجاب شد.
کد خبر: ۳۸۱۵۵ تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۷/۰۹
یک خشاب و خالی می کنند، بابای صاحب بچه را در می آورند، بعد چند تا تیر هوائی شلیک می کنند وآخر که فاتحه طرف خوانده شد، داد می زنند ایست.
کد خبر: ۳۸۱۵۴ تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۷/۰۸
کد خبر: ۳۸۱۵۰ تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
رو کرد به پدرش و گفت: «دعا کن پایم به جبهه باز شود، آنقدر آنجا میمانم تا بشوی پدر شهید.»
کد خبر: ۳۷۹۵۸ تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۷/۱۵
جمله یک مادر که امام را منقلب کرد
وقتی در مقابل دو لشکر و نیم عراقی در غرب اهواز ما فقط یک تیپ داشتیم، آن هم یک تیپی که استعدادش به قدر یک گردان هم نبود! عراقیها از ترس این تیپ جلو نمیآمدند.
کد خبر: ۳۷۹۵۷ تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۷/۰۵
من در مشهد بودم که خبر حمله همه جانبه عراق را به میهن اسلامی شنیدم. داخل صحن حرم، مردم دور هم جمع شده، به رادیو گوش میدادند که اعلام شد: عراق از دریا و هوا و زمین به کشور حمله کرده است.
کد خبر: ۳۷۹۳۶ تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۷/۰۵
امام جمعه موقت تهران گفت: من بعد از آزادی از زندان در حالی که نوجوان بودم به اتفاق مرحوم پدرم به استقبال امام رفتم، مراسمی در منزل حضرت امام برگزار شد و مداح شروع به تعریف و تمجید از امام کرد و امام ناراحت شد و با صدای بلند گفت ساکت شو.
کد خبر: ۳۷۷۸۳ تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۷/۰۲
به مناسبت رحلت آیتالله آدینهوند
رهبر انقلاب از مرحوم آیتالله آدینهوند خواسته بودند که کتابی را درباره قرآن به رشته تحریر در بیاورند تا از این طریق اطلاعات بیشتری را به طلاب بدهند، از این رو، وی کتاب «کلمة الله العلیا» را نوشت.
کد خبر: ۳۷۷۲۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۷/۰۱
خاطرات آزادگان/
وقتی دعا تمام شده بود، از بچه ها سئوال می کند ، دیگر چه روزهایی دعا می خوانید. بچه ها به این گمان که حتماً دارد فیلم بازی می کند و می خواهد افراد و برنامه ها را شناسایی کند، چیزی به او نمی گویند؛ اما خودش شب جمعه بعد می آید پشت پنجره وبه بچه ها می گوید همان دعایی را که شب جمعه قبل خواندید ، امشب نیز می خوانید؟
کد خبر: ۳۷۶۳۸ تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۶/۳۱
شبهاى جمعه / ياد شهداء
دم غروب دست منو گرفت چند قدم با هم رفتيم و تو همون چند دقيقه از لحظه اى كه شهيد رو زمين ميوفته و مهمان خدا ميشه رواياتى رو نقل كرد و آنقدر سبكبال بود و خوشحال انگار كاملاً مطلع بود چند ساعت ديگه قراره به مهمونى خدا بره
کد خبر: ۳۷۵۷۸ تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۶/۲۹
یک روز شهید را دیدم که اسلحه به دست گرفته و با نگرانی قدم میزند و میگوید: «چون ساواک به منزل آقا هجوم برده، بروم چند تا از این ساواکیها را بزنم که سید را اذیت نکنند!»
کد خبر: ۳۷۲۶۶ تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۶/۲۵
شب های جمعه یاد شهدا
همه فرمانده گردانها رو جمع كرد و فرمود امروز بايد عاشورايى بجنگيد و اقتدا به سالار شهيدان كربلا كنيد ، خود حاج عباس اونروز آرپى چى دست گرفت و تو يه خط همراه نيروهاش با دشمن مي جنگيد
کد خبر: ۳۷۱۱۴ تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۶/۲۲
در منزل رو به سوی حرم نذر کردم و با گریه به ایشان گفتم: "ای آقایی که من شما را نمیشناسم اما میگویند به همه کمک میکنید، من تنها یک پسر دارم که تمامی پزشکان از وی قطع امید کردهاند. از شما میخواهم درمانش کنید تا از دستش ندهم. تنها امیدم به شماست کمکم کنید".
کد خبر: ۳۶۶۳۴ تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۶/۱۹
برادرمان اصرار کرد که «نه، اشتباه میکنی. من اذان گفتم». مأمور بعثی گفت: «خفه شو! بنشین فلان فلان شده! او اذان گفت، نه تو».
کد خبر: ۳۶۵۷۵ تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۶/۱۵
گفتم: من اگر بر این کتاب شرح بنویسم و با استفاده از قرآن و روایات، معارف اسلام را بیان کنم، این شرح در تمام دنیا کنار آن متن قرار خواهد گرفت.
کد خبر: ۳۶۴۲۲ تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۶/۲۲
همسرم چون روحانیزاده بودند، زندگی طلبگی و روحانی را پذیرفته بودند و میدانستند که یک طلبه روحانی چگونه زندگی میکند.
کد خبر: ۳۶۳۵۲ تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۶/۱۱