حواست به خدا باشد!
روایتی است از امام صادق(صلواتاللهعلیه) که دارد: «إِذَا دَعَوْتَ فَأَقْبِلْ بِقَلْبِکَ»؛- وقتی دعا میکنی با دلت به خدا رو بیاور؛ یعنی لقلقة زبان و توهّمات نباشد. «اقبال به قلب» معنایش این است، یعنی آن بعد وجودی من، که اشرف ابعاد وجودی من است، توجّه تام پیدا میکند. هرچیزی که انسان به آن توجّه قلبی داشته باشد، کاربرد دارد.
حاجتی که میخواهی، حاضر است!
«وَ ظُنَّ حَاجَتَکَ بِالْبَابِ» دقّت کنید! دو تا چیز مطرح میکند؛ یک: با تمام دلت از خدا درخواست کن و متوجّه خدا بشو. از این طرف هم با این تعبیر بیان میکند: «وَ ظُنَّ حَاجَتَکَ بِالْبَابِ»؛ با دلت به خدا رو کن و دعا کن و حاجت را بخواه و بعد هم حاجت خود را ببین. کنایه از اینکه حاضر و آماده ببین. عرض کردم: سرنخ اجابت دست داعی است. در اینجا هم همین را میرساند. لذا اینها را اشاره کردم. قبلاً بحثهای مفصّل کردهام و تقریباً این سخنان تکرار است.
یک نگاه به خودم، یک نگاه به خدا
انسان در دعاهایی که میکند باید دو نظر داشته باشد. یک: نظر به خودم، دو: نظر به خدای خودم. یعنی چه؟ نظر به خودم، یعنی «نعوذبالله» کارها و خطاهایی که کردهام را نباید فراموش کنم و گفتم شاید این نوعی بررسی است. همة اینها را فشرده کردم و رد شدم. روایتی میخوانم که از زینالعابدین(علیهالسّلام) است. بیان میکند، به وضع خودم نگاهی کنم که از نظر اعمالم در گذشته، چه کار کردهام؟ و بعد نظر دوّم که نسبت به خدا است. بنابراین داعی باید یک نظر به وضع حال خودش از نظر رفتارش در گذشته با خدای خودش بکند، یک نظر هم به خدای خودش که از او تقاضا دارد بکند. یک نگاه به خود و یک نگاه به خدا.
به خاطر این سه چیز، از تو چیزی نمیخواهم
به خودم که نگاه بکنم، اجمالاً سه چیز را نسبت به کارهایم میبینم. این جملات از زینالعابدین(صلواتاللهعلیه) است: «اللَّهُمَ إِنَّهُ یَحْجُبُنِی عَنْ مَسْأَلَتِکَ خِلَالٌ ثَلَاثٌ، وَ تَحْدُونِی عَلَیْهَا خَلَّةٌ وَاحِدَةٌ»؛ خدایا سه چیز مرا باز میدارد تا از تو درخواست کنم. دقّت کنید! این همان نظر اوّل است. یعنی وقتی به خودم، سوابقم، اعمالم و رفتارم با تو نظر میکنم، موجب میشود که من از تو درخواست نکنم؛ هیچ تعارف هم ندارم.
به خودم نگاه نمیکنم!
از آن طرف، تنها یک چیز مرا وامیدارد که از تو درخواست کنم و آن نظر کردن به تو است نه خودم؛ امّا وقتی به خودم نظر کردم: «یَحْجُبُنِی أَمْرٌ أَمَرْتَ بِهِ فَأَبْطَأْتُ عَنْهُ»؛ باز میدارد مرا که از تو درخواست کنم، آن فرمانی را که تو به من کردی. امر کردی که این کار را بکنم ولی من در انجام آن کندی و کوتاهی کردم. در این اوّلی به خودم نگاه کردم.
گفتی نکن، امّا کردم...
دوّم، «وَ نَهْیٌ نَهَیْتَنِی عَنْهُ فَأَسْرَعْتُ إِلَیْه»؛ نهیی که تو نسبت به من کردی؛ «آن کار را نکن!». امّا من به سرعت رفتم و همان خطا و گناه را کردم. این را که نگاه میکنم، میبینم که مربوط به خودم است و من را از اینکه از تو درخواست کنم باز میدارد. «وَ نِعْمَةٌ أَنْعَمْتَ بِهَا عَلَیَّ فَقَصَّرْتُ فِی شُکْرِهَا»؛ و نعمتی که به من عنایت کردی، امّا من در سپاسگزاری آن کوتاهی کردم.
چگونه از خدا سپاسگزاری کنیم؟
سپاسگذاری و شکر نعمت چیست؟ شکر نعمت: یکی قلبی داریم و یکی زبانی و دیگری عملی است. اینجا اشاره به عملی است. شکر کنم، یعنی باید در راه رضای تو مصرف کنم، امّا نکردم. «وَ یَحْدُونِی عَلَى مَسْأَلَتِکَ تَفَضُّلُکَ عَلَى مَنْ أَقْبَلَ بِوَجْهِهِ إِلَیْکَ، وَ وَفَدَ بِحُسْنِ ظَنِّهِ إِلَیْکَ»؛ آنچه که مرا به درخواست کردن وا میدارد، نگاه به تو است. به خودم نگاه نمیکنم.آنچه که مرا به درخواست کردن از تو میکشاند، تفضّل تو بر کسی است که به درگاهت رو آورده و با خوش گمانی بهسوی تو میآید. روایت اوّل که از امام صادق(علیهالسّلام) خواندم: هر احسانی که میکنی برای تفضّل و هر نعمتی که میدهی، تو آغازگر آن هستی، «یَا مُبْتَدِئاً بِالنِّعَمِ قَبْلَ اسْتِحْقَاقِهَا»؛ که مفاد همین است.
شتر دیدی، ندیدی!
نظر به خود، مانع از درخواست است و نظر به تو راهگشا برای درخواست، حالا چرا اینطور شده است؟ یک تعبیر سادهای در گذشته کردم و گفتم: خدایا! شتر دیدی ندیدی! گناه از من دیدی، ندیدی! تصوّر نکنید که این جمله همینطور از دهانم در آمده. اصلاً و ابداً اینطور نیست. طاووس یمانی میگوید: در مسجدالحرام بودم. شنیدم که زینالعابدین(صلواتاللهعلیه) در مسجدالحرام این جملات را میگوید: «سُبْحَانَکَ تُعْصَى کَأَنَّکَ لَا تَرَى»؛ ای خدا! تو منزّهی. ای خدایی که معصیّت تو و نافرمانی میشود، امّا کأنّه نمیبینی. این همان جمله است.
محمد غلوم مداح بحرینی در گفت و گو با عقیق:
عباس موزون در گفتگو با عقیق:
بخش اول گفت و گوی عقیق با استاد حسین انصاریان: