عقیق | پایگاه اطلاع رسانی هیئت ها و محافل مذهبی

گفت و گوی عقیق با حاج یدالله پاشازاده، مداح اهل بیت
حاج یدالله از آن دسته افرادی است که پس از شهرت، سبک زندگی‌اش عوض نشده و هنوز هم ساده و بی‌ریا زندگی می‌کند، به قول خودش:«هر که بالا شهر نشین شد، تغییر کرد.»

عقیق: مداحی اش را مثل بسیاری از هم نسلان خود، مدیون جبهه و جنگ می داند. همان روزهایی که در گردان حبیب با همسنگران دور هم می‌نشستند و برای غربت سیدالشهدا اشک می‌ریختند و سینه می زدند. حالا سال‌ها از آن روزها می‌گذرد و حاج یدالله پاشازاده هنوز هم مداح گردان حبیب است . او از آن دسته مداحانی است که با شاگردی بزرگان پیش رفته و به همین دلیل است که وقتی می‌خواهد از فوت و فن‌های مداحی بگوید، این جمله را بسیار تکرار می‌کند:«استاد ما می‌فرمود...»

حاج یدالله از پس از شهرت، سبک زندگی‌اش عوض نشده و هنوز هم ساده و بی‌ریا زندگی می‌کند، به قول خودش:«هر که بالا شهر نشین شد، تغییر کرد.» در یکی از همین روزهای سرد،میهمان خانه گرم او شدیم تا برایمان از آداب ستایشگری اهل بیت و خاطراتش بگوید.

 _ مداحی شما از کی جدی شد و شکل گرفت؟

اول از همه مداح شدن توفیق می‌خواهد که خدا این را شامل حال ما کرد.  شکل گرفتن مداحی بیشتر بچه های قدیم مثل من ، رضا پور احمد و  علی کرمی از جبهه بوده. آن روزها بسیار علاقه به خواندن داشتیم و مدام در جبهه مداحی می‌کردیم. یادم می‌آید یک شب در جبهه من توی پنج تا چادر دعای توسل خواندم. هوا سرد بود و می لرزیدم و چادر به چادر باید برای روضه می رفتم. چادر چهارمی که رفتم افتادم! ساعت یک نصف شب بود. گفتند چی شد؟ گفتم که حداقل یک ذره آب برای من بیاورید! هر چیزی هم که یاد گرفتم از آن فضا و بین رزمنده ها بود.

_ هیئت هایی که در جبهه شکل گرفته معمولا خیلی بزرگ و باسابقه و ماندگار شدند، مثل همین هیئت گردان حبیب شما.  چطور شد که شما با همان بچه های جبهه هیئت تشکیل دادید؟

در جبهه همه با هم جمع بودیم و زن و بچه و خانه نداشتیم که هر کسی شب به خانه خودش برود. صبح تا شب و شب تا صبح همه با هم بودیم. بعد از جنگ وقتی که از هم جدا شدیم گفتیم که بیاییم یک هیئتی تشکیل بدهیم و جمعی را که آنجا داشتیم دوباره گرد هم بیاوریم و حداقل از هم باخبر شویم و دور هم باشیم و یاد سال های جنگ را زنده نگه داریم.

_ شما برای اینکه دانشتان را به مداحان جوان منتقل کنید جلسه یا کلاس آموزشی نگذاشتید؟

نه. الان وضع بدی شده است. اگر بخواهی جلسه بگذاری و با آنها صحبت کنی می خندند و می گویند که کلاس برای ما گذاشتند! اگر هم آموزش ندهی همین می شود که گاهی می بینیم. در یک هیئتی که خیلی جوان ها می آیند به چندتا از جوان ها گفتم که همین خط را نصفش را زمینه و نصفش را واحد بخوان. آنها شش نفر بودند ولی هیچ کدام نتوانستند. ولی استاد ما می‌گفت که اگر می‌خواهی تمرین کنی، یک شعر بردار و نصفش را زمینه بخوان و نصفش را واحد. بسیار مسلط می‌شوی، باید وقت گذاشت و درست یاد گرفت، ولی متاسفانه امروز شرایط تغییر کرده است.  من می گویم که اگر جمعی باشد و دور هم جمع شویم که شخصی نباشد، شاید بشود کارهایی کرد. البته من شنیدم که حاج منصور آقا ارضی این کار را کرده اند که خدا را شکر بسیار موثر بوده است.

به نظر شما کیفیت سبک ها و شعر های جدید نسبت به گذشته چه طور است؟ بعضی از بزرگترها خیلی به این فضا نقد دارند.

شعری که خوانده می شود اگر برای آن زحمتی کشیده نشده باشد مانند ظرف یک بار مصرف است. اما شعری که برایش زحمت کشیده شده باشد مانند شعر شهریار که برای امیرالمؤمنین گفته شده ماندگار است. بعضی از شاعر ها فقط شعری را می گویند که به درد همان یک شب می خورد و بعضی ها هم شعر گفتنشان باعث گناه می شود.

البته هنوز کسانی هستند که خودشان پر هستند و شعر های پر مغز هم می گویند. کسانی که نزد استاد زانو زده اند و کتاب های فراوانی خوانده اند و هم تراز طلبه ها شاگردی کرده اند. یک نفر رفت جنس بخرد فروشنده گفت برو یک ساعت دیگر بیا. بعد که آمد گفت که چرا همان یک ساعت پیش جنس را به من ندادی؟ گفت که یک ساعت پیش رفتگر داشت کف بازار را جارو می کرد، ترسیدم که از خاکهای کف بازار روی جنس های من بنشیند و من به تو بفروشم و فردای قیامت نمی توانم جواب بدهم. این نمونه یک کاسب مکاسب خوانده است. شاعر هم باید این طوری باشد و هم سواد و هم معنویت لازم را داشته باشد.

الان بحث سبک سازی و سرودن شعر برای مداحان یک بحث مهم است و معمولا هر مداحی کنار خودش یک شاعر و یک سبک ساز دارد. شما شعر و سبک هایتان را چطور تهیه می کنید؟

ما قدیم ها یک استاد بزرگواری داشتیم به نام حاج حسن گودرزی که شعر و مداحی را از او یاد می گرفتیم. الان هم از همان کتاب های قبلی استفاده می کنیم. آن موقع هنوز آقای سازگار «نخل میثم»را  منتشر نکرده بود. یک کتاب از مرحوم قاسم ملکی بود که شعر ها و سبک های قوی داشت و کتاب هایی از آقای خوشدل تهرانی که شعر های قوی و خوبی داشت. الان هم بیشتر از این نوع کتاب ها استفاده می کنم. اما ببینید! معمولاً هر کسی در یک چیزی تبحر دارد و معروف است. مثلاً حاج قربان خوب مناجات می خواند. اما من از قدیم بیشتر توی نوحه و سبک ها بودم. البته توفیق هر کدام از این ها هم از طرف خودشان است. یادم هست در حرم امام رضا به من گفتند برو بالای چهار پایه و من هم رفتم بالای چهارپایه ای کوچک. جمعیت زیادی جمع شده بود. تمام شعرهایم را حفظ بودم اما به همان امام رضا قسم همه چیز از یادم رفت. هی صبر کردم چیزی یادم نیامد. تا اینکه یک نفر از آن پایین شروع کرد به زمزمه «بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا...» ایام ماه صفر هم بود. نمی دانم چه کسی بود که شروع به زمزمه کرد و من آهسته آهسته همه اشعار یادم آمد و غوغایی شد.

مشخص است که شما به شعر اهمیت بسیاری می‌دهید. درست است؟

مداح باید به شعر اهمیت دهد، اگر ایطور نباشد حتما کارش می‌لنگد.  من گاهاً بچه ها را با خودم پیش حاج علی انسانی می برم و از خواندن ایشان لذت می بریم. چند سال پیش شعری در مسجد امام حسین خواندم و وقتی بیرون آمدم دیدم حاج علی آقا بیرون نشسته. فردا شب که رفتم، حاج علی آقا صدایم کرد گفت که شعری که دیشب خواندی من با مضمون آن ده دوازده بیتی سروده ام، شعرم را هم به کسی می دهم که خریدارش باشد و قدرش را بداند و شعر را به من داد. ببینید این روش بزرگان ماست که باید یاد بگیریم.

_ از استادتان حاج آقا گودرزی هم کمی برای ما بگویید؟

حاج حسن آقای گودرزی از قدیمی های هیئت بودند که به هیئت فاطمیون تهران می آمدند و صبح های سه شنبه به حسینیه لباس فروش ها می آمدند. ایشان در میدان شهدا پارچه فروشی داشتند و  بزرگان را دیده بود و زانو زده بود. ایشان یک سری از ما بچه رزمنده ها را جمع کرد و فن مداحی یادمان می داد، مثل برادر حاج محمود شهبازی ،شهید امیر شهبازی و شهید حقیقت. ما هم از اول پیش ایشان رفته بودیم به همراه شهید سیب سرخی و محسن رحمتی و آقای رخ صفت و آقای افخمی.

حاج یدالله پاشازاده در حال مداحی در دوران دفاع مقدس
حاج یدالله پاشازاده در حال مداحی در دوران دفاع مقدس

استاد ما می گفت از روی کاغذ خواندن خوب نیست. کاغذ برای ایام خاص است ولی در موارد معمولی که احتیاجی به کاغذ نیست آن هم کاغذی که خودت ننوشته باشی. از روی کاغذ خواندن تمرکز را از بین می برد. اما همین که خودت از کتابی شعری را در بیاوری و بنویسی در ذهن جا می افتد.

حاج حسن گودرزی می گفت که هر روز صبح یک خط شعر حفظ کن که در هفته می شود شش خط و در ماه و سال کلی شعر می شود. ایشان گاهی ناراحت می شد که برای امام حسین می گویند عریان. می گفت این خیلی زشت است باید بگویید مظلوم، زخمی، خونین، تشنه. و بهتر است برای شخصیت امام حسین کلمه عریان به کار نبریم. بعد می گفتند که شما وقتی روضه می خوانید از زبان اهل بیت بگویید «فرمودند» نه اینکه بگویید گفت. اینها مواردی است که مداحان جوان کمتر شنیده اند.

_در نسل جوان مداحان گاهی آسیب ها و مشکلاتی دیده می شود. با این آسیب ها چطور باید برخورد کرد.  از یک سو نمی‌شود  این جوانان را از خواندن باز داشت و از سوی دیگر نمی توان در برابر آسیب ها سکوت کرد.

به نظرم بعضی از اول پایه و اساس خودشان را درست نکرده اند و می خواهند یک دفعه به مرحله بالا برسند که این درست نیست و آسیب هایی به همراه دارد. یا کسی از اول کار را به این ها یاد نداده و خودشان هم دوست ندارند که دنبالش بروند و آن کار را یاد بگیرند. باید برای خدا کار کرد. اگر کار برای خدا باشد خودشان بالا می برند.

یادم هست یک شب در حرم حضرت عباس بودیم و حاج حسن خلج روضه خواند و بقیه هم روضه خواندند به من هم گفتند که روضه بخوان گفتم که آی مردم از قدیم در شب تاسوعا می خواندند «ای اهل حرم میر و علمدار نیامد» دیدم که همه مردم در حیاط ایستاده اند و سینه می زنند. یک آقای پیری هم با یک چهار پایه روی دوشش به طرف ما آمد و به پای من زد و گفت که برو بالا. خلاصه غوغایی شد. مردم بیست دقیقه در حرم اباالفضل(ع) سینه زدند. بعد از مراسم یک آقایی آمد و گفت که من مسئول فلان جا هستم و عرضی دارم. گفتم بفرمایید. گفت صبح به حرم امام حسین(ع) بیایید و زیارت عاشورا بخوانید. گفتم چه کار کنم؟ گفت که صبح به حرم امام حسین بیاید و زیارت عاشورا بخوانید. گفتند که گوشه حرم یک نفر منبر می رود و شما هم بیست دقیقه زیارت عاشورا بخوانید. اصلا باورم نمی شد. حتی فکرش هم برایم سنگین بود. آن شب تا صبح خوابم نمی برد. صبح در حیاط حرم امام حسین زیارت عاشورا خواندم و این آروزیم بود. فیلمش را هنوز دارم و به این توفیق افتخار می کنم.

 

_ خیلی از مداحان هیئت زده اند و مراسم دارند. شما تا به حال شده که به فکر بیفتید و هیئتی به نام خودتان راه بیندازید.

نه. هیئت مال امام حسین است. مثلا هنوز مسجد علی ابن موسی الرضا را به مسجد آقای ضیاءآبادی می شناختند. در صورتی که ایشان الان از آنجا رفته است. علت این بود که ادم های آن موقع صاحب نفس بودند. جوان ها کمتر می دانند که اسم هیئت حاج منصور «حسین جان» است. چون خود حاج منصور صاحب نفس است. یک چیزهایی فقط مخصوص بزرگان است. حاج منصور یک نفر است و کسی مثل او نمی شود. علما هم همین طور ولی این معنا ندارد که من هم بروم هیئت راه بیندازم که اسم خودم بالا برود.

_ مسئله ای  که گاهی چالش برانگیز می شود رابطه و جایگاه منبری و مداح است. به نظر شما جایگاه و ارتباط بین منبری و مداح باید چطور باشد؟

ارتباط منبری و مداح باید هماهنگ باشد. در اصل آن کسی که بانی است و دعوت می کند باید طوری منبری و مداحش را انتخاب کند که با هم هماهنگ باشند تا در مجلس ارتباط بین مداح و منبری برقرار شود. منبری باید بعد از مداحی بنشیند و به مداحی گوش بدهد و مداح هم باید قبل از منبر در جلسه باشد تا ارتباط برقرار شود. مداح باید پای منبر بنشیند تا بفهمد که در منبر چه گفته شده تا در مداحی آن را ادامه دهد و تکمیل کند. مرحوم فلسفی می گفت که منبری که بیست دقیقه صحبت کند، مردم  هم گوش می دهند و هم می فهمند و اگر نیم ساعت حرف بزند مردم فقط گوش می دهند و چهل دقیقه که می شود مردم دیگر نه گوش می دهند و نه می فهمند. مداحی هم همین است. اگر منبری روضه خواند مداح دیگر روضه نخواند. یا منبری باید روضه را اشاره کند تا مداح هم روضه بخواند. این ها نکات مهم و ریزی است که باید رعایت شود.

_ بعضی از مداحان مثل حاج علی قربانی و حاج ماشاالله عابدی هم مداحی می کنند و هم دعا و مناجات خوانی.  شما غیر از مداحی مناجات و دعا هم می خوانید یا علاقه دارید؟

خیلی کم دعا می خوانم. بیشتر زیارت عاشورا می خوانم. وقتی مناجات خوان هایی به این خوبی داریم چرا من بخوانم؟ مناجات خوان ها باید بخوانند و من هم وسط دعا روضه ام را می خوانم. این طوری بهتراست. بعضی ها در روضه و مناجات تبحر دارند و ما هم لذت می بریم. ما دوست داریم مجلس امام حسین زیبا و درست باشد. اگر بعد از مناجات من نوحه بخوانم مردم لذت می برند این ها با هم خوب است.

عکس یادگاری حاج یدالله پاشازاده به همراه پسران

پربازدیدترین اخبار
پنجره
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۷
جلال
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۳۱ - ۱۳۹۲/۰۹/۳۰
0
6
سلام عقیق ،خیلی عالی بود ممنون ،یه پیشنهاد هم دارم ،درباره خواندن و مداحی کردن با بزرگان مصاحبه کنید خیلی ها دنبال معرفت مداحی هستن ؟اگر هم می شود برای کلاسهای مداحی مانند حاج منصور ،حاج سعید ،حاج قربان ،....اطلاع رسانی کنید و یا ادرس بدهید . باز هم ممنون
خادم
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۱۵ - ۱۳۹۲/۰۹/۳۰
0
5
حاج یدالله خیلی ماه اصن از چهرش معلومه
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of
۱۷:۴۴ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۲
اصلن:اصلا
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۵۳ - ۱۳۹۲/۰۹/۳۰
0
1
سلام و عرض ادب

خسته نباشید

http://basijpress.ir/fa/news-details/24922
عباس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۱۶ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۱
0
4
خیلی عالی بود
از این عاشقان بیشتر باید آموخت و یاد گرفت .
سيد علي اصغرپور
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۳۸ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۱
0
4
سلام بر نوكران حسين(ع)

حسين نان حلال تمام باباها

حسين شير حلال تمام مادرها
صادق
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۰۱ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۲
0
3
کجا ایشون برنامه دارن ؟
تازه ها
پربحث ها
پرطرفدارترین عناوین