از جمله وسوسه های شیطانی نفس اماره، تزیین و تسریع در امر گناه و سپس تاخیر در توبه است. ابتدا گناه را در نظر انسان دلپذیر و آرایش شده جلوه می دهد. پس از ارتکاب گناه، او را دلگرم به فضل و کرم خدا می کند و می گوید: نگران نباش. وقت توبه وسیع است و باز! تو جوانی و بالاخره در فرصت مناسبی موفق به توبه خواهی شد.
خدا می داند که چه جمعیت هایی از همین راه آلوده به گناه گشته و سرانجام بی توبه از دنیا رفته و محکوم به عذاب دائم شده اند.
مانند عمربن سعد. او یک فرد عادی از امثال شمر و سنان و خولی نبود. او هم وجهه دینی و هم وجهه ملی و مردمی داشت. پسر سعد ابی وقاص صحابی معرو ف پیامبر بود.
عبید الله بن زیاد او را احضار کرد و گفت: از طرف یزید مامورم تو را برای فرماندهی لشگر انتخاب کنم و در قبالش استانداری ری را به تو بدهم. او ابتدا از این سخن سخت به وحشت افتاد و گفت این چه حرفی است؟! جنگ با پسر پیغمبر؟؟!! اما ابن زیاد آرام آرام او را نرم کرد .
عمر سعد رفت و آن شب را تا صبح بیدار بود و فکر کرد . اما عاقبت فریب خودش را خورد و با شک و تردیدی که در وجودش راه یافت راضی به این کار شد. او درب توبه را باز دید و با این تفکر که بعدا توبه می کند، راضی به این کار شد و بدبختی در دو دنیا را نصیب خودش کرد.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله ضیاءآبادی
کد خبرنگار: ۲۱۲۱۱۳