یک مرد يهودي آمد خدمت امیرالمومنین(ع) و گفت: يا علي، اين زرهت كه در آنجاست مال من است. فرمود : اين زره من است از دستم افتاده. گفت: يا علي، اين زره مال من است.
من دست برنميدارم تا پيش قاضي حاضر شوي. درباره اينها فكر كنيد. امیرمؤمنان علی (ع) كسي است كه از جهت معنا، 124هزار پيغمبر زير پرچم اويند. از اين طرف هم حكومت دنيا در قبضه اقتدار اوست.
با يهودي پيش قاضي آمد. قاضي ديد زره در دست يهودي است. حكم كرد كه زره مال يهودي است. حالا فكر كنيد قاضي عليه او حكم كرد. آن هم به نفع يهودي. اميرالمؤمنين (ع) زره را به يهودي تحويل داد.
يک مرتبه يهودي روي قدمش افتاد. گفت: يا علي، زره مال خودت بود. من همه اين بساط را به راه انداختم كه ببينم اين دين همان ديني است كه موسى (ع) خبر داده. اين ادعا را به ناحق كردم تو در مقابل مثل مني حاضر شدي به محكمه آمدي. آن هم حكم قاضي را به حسب ظاهرِ اینکه زره در دست من است پذيرفتي.
روي قدمش افتاد و مسلمان شد. حضرت زرهش را به او داد. هفتصد درهم هم به او داد. يهودي در غزوه صفين در ركاب اميرالمؤمنين (ع) شهيد شد.
اين است علي بن ابي طالب! اين منشور حكومتش، اين هم عملش! دنيا كجا ديده؟!
منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله وحیدخراسانی
کدخبرنگار :212113