aghigh.ir

کد خبر : ۹۶۰۱۴
تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۰۶:۲۴
سوده همدانی دختر عماره گوید: یک سال امام‌علی(ع) شخصی را برای گرفتن زکات به سوی قبیله ما (قبیله همدان که تیره‌ای از مردم یمن بوده، و در حوالی کوفه سکونت داشتند) اعزام داشت.
عقیق: سوده همدانی دختر عماره گوید: یک سال امام‌علی(ع) شخصی را برای گرفتن زکات به سوی قبیله ما (قبیله همدان که تیره‌ای از مردم یمن بوده، و در حوالی کوفه سکونت داشتند) اعزام داشت. گماشته نسبت به ما کمی اجحاف نمود. من برای شکایت از وی نزد علی(ع) رفتم. دیدم آن حضرت ایستاده و می‌خواهد شروع به نماز کند. چون متوجه من شد و دانست که ستمدیده‌ای به دادخواهی آمده است وارد نماز نشد و با لطف و مهربانی مرا نزدیک طلبید و پرسید: آیا حاجتی داری؟ عرض کردم: آری. این مردی که به سوی ما فرستاده‌ای به ما اجحاف می‌کند و من از وی شکایت دارم.
سوده می‌گوید: به محض آن که علی(ع) این سخن را از من شنید، گریست. آن‌گاه دست به سوی آسمان برداشت و گفت: پروردگارا! گواه باش که من به این قبیل گماشتگان و ماموران خطاکار دستور نداده‌ام که بر بندگانت ستم روا دارند و از مسیر حق و عدالت منحرف گردند. سپس قطعه پوستی از جیب خود درآورد و این آیه را در آن نوشت: به نام خداوند بخشنده بخشایشگر:
دلیل روشنی از طرف پروردگارتان برای شما آمده است؛ بنابراین، حق پیمانه و وزن را ادا کنید. و از اموال مردم چیزی نکاهید. و در روی زمین، بعد از آنکه (درپرتو ایمان و دعوت انبیاء) اصلاح شده است، فساد نکنید. این برای شما بهتر است اگر با ایمان هستید. (اعراف -85) و در ذیل آن نوشت: چون نامه من به تو رسید اموال بیت‌المال را نگاه‌دار تا دیگری را به جای تو بفرستم و آن را از تو (تحویل) بگیرد. سوده ادامه داد: علی(ع) با این نامه سرگشاده که به دست من داد حاکم خود را عزل نمود. (1)
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت:
1- عقدالفرید، ج1، ص 119

منبع:کیهان


پربازدیدترین اخبار
پنجره
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه ها
پربحث ها